
عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیبشناسی پارسیانجمن): چندی پیش با دوستی دربارهی ساخت «مثل چی + کارواژه (فعل)» سخن میگفتم. در پایان به این نتیجه رسیدیم که این ساخت برای بزرگنمایی به کار میرود، نه همانندسازی.
در کتابهای دستوری که خواندهام، ندیدهام به ساختار جملهی بالا توجهی کرده باشند. ساخت «مثل چی/ مانند چی/ عین چی و… +کارواژه» چند سالی است که در زبان کوچه و بازار به کار میرود. چنانکه در کتابهای بیان و صنایع ادبی پذیرفته شده است، هر تشبیهی چهار بخش دارد: ماننده (مشبه)، مانسته (مشبهبه)، مانروی (وجهشبه)، مانواژ (ادات تشبیه). در این ساخت، مانسته غایب است؛ نه آنکه پنهان باشد و به قرینهی معنایی زدوده شده باشد. (برابرهای فارسی بخشهای تشبیه از آقای کزازی است.) پس میتوان گفت همانندسازیای در کار نیست.
در عبارت «دیروز توی زمین ورزش دیدمش، مثل چی میدوید/ داشت مثل چی میدوید»، گوینده سر آن ندارد که دویدن کسی را به دویدن جانداری دیگر همانند سازد. بلکه تنها بر بسیار دویدن یا تند دویدن پای میفشارد. گاهی ممکن است با یک قید به کار برود: «سرم رفت! هی مثل چی یکریز حرف نزن!»
اما جور دیگر هم میتوان دید: شاید مانستهی این جمله برای به جای آوردن ادب زدوده شده است؛ زیرا مانسته در چنین بافتهایی بیشتر جانور است. هرچه هست، هدف از بهکارگیری این ساخت (مثل چی + کارواژه) بزرگنمایی است، نه همانندسازی.
آگاهی: برای پیوند با ما میتوانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از بهروزرسانیهای تارنما میتوانید هموندِ رویدادنامه پارسیانجمن شوید و نیز میتوانید به تاربرگِ ما در فیسبوک یا تلگرام یا اینستاگرام بپیوندید.
جستارهای وابسته
زبان نسل زد یا بهانهای برای زبانآلایی؟ آنچه امروز با نام «زبان نوجوانان» شناخته میشود، نشانهای از پویایی و زایش زبانی تودهی مردم نیست؛ که تنها سرپوشی برای به کار بردن واژگان بیگانه و خودنماییِ برآمده از خودکمبینی است. این نوشته، تازش کنونیِ واژههای انگلیسی را با سرازیر شدنِ آزمندانهی واژگان تازی در هزار سال پیش همسنجی میکند که زبان پارسی را به گزندهای سختی دچار کرد. […]
سیاسترانی با زبانهای محلی پایهگذاریِ نهادی تازه با نام «بنیاد زبان ترکی» و زدودنِ آگاهانهی نام «آذربایجان» از آن، این گمان را پررنگ میکند که خواستهی نهفته در این کار، راه دادنِ واژگان بیگانهی عثمانی و باکو و نابودیِ گونهگونیِ گویشهای بومیِ ایران به سود قومگرایان است. افزون بر این، دادنِ جایگاهی همتراز با فرهنگستان به یک زبان محلی، نه تنها نابرابری و ستمی […]
بازماندن از دانشآموزی، واماندن از زندگی پیامدهای بیسوادی بر کسی پوشیده نیست. انگارهی ایران آینده، سرزمینی با هزاران هزار انسان بیمهارت و فرهنگنیاموخته، جان و روان آدمی را میخراشد. ابوسعید ابوالخیر میگوید: «آدمی را از چهار چیز ناگزیر بود: اول نانی، دوم خُلقانی، سیم ویرانی، چهارم جانانی» (به نقل از […]
افغان کیست و افغانستان کجاست؟ عباس سلیمی آنگیل: واژهی «افغان» و واژههای پیونددار با آن در شعر شاعران پیش از روزگار غزنویان دیده نمیشوند. واژهی «افغانستان»، در معنای جاینامی در هندوستان (پاکستان امروزی)، دستکم در متنهای سدهی هشتم هجری شاهد و نمونه دارد و ممکن است به پیش از سدهی هشتم هم برگردد، اما «افغانستان» در معنای امروزی، عمری کوتاه دارد. نه فقط سیستان و […]
خورهای به نام طالب گروه طالب در افغانستان در پیِ ریشهکن کردن زبان پارسی و تاراندنِ زوریِ پارسیزبانان است. شگفت آنکه سرانِ ایران و ماهانهبگیرانی که از خوانِ این زبان روزی میخورند، در برابر این بیداد خاموش ماندهاند. نباید گذاشت سرنوشتِ تلخی که بر زبان پارسی در سمرقند و بخارا رفت، در کابل و هرات دوباره […]
قطبنمای راه واژهسازان عباس سلیمی آنگیل: کموبیش، هیچکدام از واژههایی که خوشساخت یا ترانما نبودهاند و یا بر پایهی دستور زبان فارسی ساخته نشدهاند، بخت پذیرش و ماندگاری هم نداشتهاند. این همان نکتهی باریکتر از مویی است که واژهسازان باید آن را پیش چشم بدارند. واژههای پذیرفتهشده، بهویژه واژههایی که در آغاز بر سرشان درگیری و ناهمداستانی بود (مانند […]
برابرهای فارسی بخشهای تشبیه خیلی جالب و دلنشین بود.