
عباس سلیمی آنگیل (دبیر کارگروه آسیبشناسی پارسیانجمن)
دربارهی رشتهی زبان و ادبیات کردی در دانشگاه ایلام
از آن روزی که نشر چشمه کتاب هیچ دوستی بهجز کوهستان را منتشر کرد و با تبلیغات سرگیجهآور به چاپهای بالا رساند، آشکار بود که برای شهر ایلام نقشهها کشیدهاند. نویسندهی کتاب یادشده، کسی که در ایران مداح اهل بیت بود و در سوگواریهای مذهبی مداحی میکرد، مدعی شده بود که ایران هشت سال به زادگاهش (استان ایلام) حمله کرده است (به جای جنگ عراق و ایران) و او ناگزیر از کشور اشغالیاش (کشوری که ایران آن را اشغال کرده است) گریخته و در دریاها سرگردان شده است!
حجم تبلیغهای ناشر برای این کتاب به اندازهای بود که با کتابهای آیینی پهلو میزد. درودیوار فروشگاه کوروش در غرب تهران، هفتهها پر شده بود از تصویر این مداح اهل بیت که اکنون تجزیهطلبی پیشه کرده بود! و اینها بیچیزی نبود. میوهاش را اکنون آرامآرام دارند میچینند.
آیا مردم ایلام کردزباناند؟
واژهی «کُرد» تا پیش از سدهی بیستم در ایران واژهای برای نشان دادن «سبک زندگی» بود. این نکته را بسیاری گفتهاند و نگارنده نیز در اینباره بسیار پژوهیده و حاصل این پژوهشها به زودی در قالب کتایی منتشر خواهد شد. در اینجا همین اندازه بگویم که آنچه زبان کردی نامیده میشود، چند زبان دگرسان و متفاوت است. کرمانجی، سورانی، گورانی، زازایی، اردلانی، کلهری، لکی و… گویشهای یک زبان نیستند، بلکه هرکدام زبانیاند که دستگاه واژگانی، آوایی و دستور زبان جداگانهی خود را دارند. هرکدام از این زبانها خود چندین گویش کلان و دهها خردهگویش دارند. برخی از این زبانها را در دستهی جنوب غربی زبانهای ایرانی جای میدهند و برخی را در دستهی شمال غربی.
شهر پشتکوه که در روزگار رضاشاه به ایلام تغییر نام داد، در بیشتر سدههای اخیر بخشی از ایالت لرستان یا کرمانشاهان بوده است. زبان مردم این شهر هم گویشی نزدیک به لری است. یعنی یک ایلامی و یک خرمآبادی شاید بتوانند بی زبان میانجی با هم گفتوگو میکنند، اما یک ایلامی و یک مهابادی یا یک ایلامی و یک سلیمانیهای هرگز نمیتوانند بی زبان میانجی با هم گفتوگو کنند، مگر آنکه یکی زبان دیگری را آموخته باشد. نامگذاری «کردی» بر همهی این زبانها مایهی گمراهی شده است.
اکنون به نام رشتهی زبان و ادبیات کردی، میخواهند زبان نوسورانی عراقی را به زور قانون بر مردم ایلام تحمیل کنند. اگر هنوز پی نبردهاید که چه رخ داده است، با این مثال پی خواهید برد: فرض کنید از فردا به تالشهای اردبیل دستور داده شود که در دانشگاه باید زبان بلوچی مردم زاهدان را بخوانید، چراکه زبان مادری شماست!
اگر میپندارید فاصلهی بلوچی با تالشی (دو زبان شمالغربی) بیشتر از فاصلهی سورانی (کردی سلیمانیه) و زبان مردم ایلام است، دلاستوار باشید که چیز چندانی از زبانهای ایرانی نمیدانید. زبان سورانی، بهویژه در این چند دهه که یکسره دگرگون شده و «نوسورانی» از دلش بیرون آمده است، با زبان مردم شهر ایلام و پیرامونش همان نسبتی را دارد که بلوچی با تالشی.
پای کردستان عراق در میان است؟
شاید برخی بپندارند که حکومت اقلیم کردستان عراق هم مانند دولتهای باکو و آنکارا توانسته است در نهادهای خاص نفوذ کند و برنامههایش را پیش ببرد. این احتمال را رد نمیکنم؛ بهویژه که زبان سورانی در برخی از بیمارستانهای شهر کرمانشاه رسمی شده و به بهانهی خدمترسانی به بیماران عراقی، افزون بر بهکارگیری خط شکستهی سورانی بر در و دیوار، پرستاران و پزشکان را وامیدارند تا این زبان را بیاموزند! (بنگرید به اینجا) با این حال، ریشهی این رفتارها را باید در درون کشور جستوجو کرد. به نظر میرسد پشت همهی این برنامهها، از کتاب نشر چشمه تا موارد دیگر، یک اندیشه و یک کارگروه قرار دارد.
آماج چیست؟
در کرمانشاه و ایلام هیچگاه خواست جداییخواهانه وجود نداشته است. تاکنون حتی یک فشنگ تجزیهطلبانه در این دو شهر شلیک نشده است. مردم ایلام و کرمانشاه در موضعگیریهای سیاسی و اجتماعی، همسو با دیگر مردم ایران هستند. اما در مناطقی که کردهای اهل تسنن زندگی میکنند، به دلایل دینی (جدایی مذهبی) این همسویی کمرنگ است. به هر روی، شاید برخیها میپندارند که اگر در کرمانشاه و ایلام هم آتش جنگ قومی و زبانی و ایرانگریزی افروخته شود، اگر در ورزشگاههای این دو شهر هم پرچم بیگانه به دست هواداران داده شود و جهت شعارها به سوی یکپارچگی سرزمینی ایران گرفته شود، در بلندمدت، پایندان (ضامن) سود اقتصادی و سیاسیشان باشد!
هرچه هست، آنان که خویشکاری زبانهای ایرانی را میآشوبند و زبان ملی و محلی را (که هرکدام خویشکاری خود را دارند) رودروی هم مینهند، آماج پایانیشان «ملتسازی» است؛ گیریم در فرایند این ملتسازی (خاورمیانهی نو) ناچار باشند زبانهای لکی و فیلی و کلهری و گورانی و اردلانی و… را از میان ببرند و نوسورانی را جایش بنشانند. آری، چنین ملتسازیهایی ناگزیر به نابودی چندین زبان خواهد انجامید.






دیدگاهی بنویسید.