واژهی «ترجمه»
پارسیانجمن: در جستارِ «واژهی ترجمه» استاد میرجلالالدینِ کزازی به تاریخ و ریشه و چگونگیِ پیداییِ واژهی ترجمه و راهیابیِ آن به دیگر زبانها پرداخته است.
پارسیانجمن: در جستارِ «واژهی ترجمه» استاد میرجلالالدینِ کزازی به تاریخ و ریشه و چگونگیِ پیداییِ واژهی ترجمه و راهیابیِ آن به دیگر زبانها پرداخته است.
اگرچه جاافتادن نوواژهها در زبانِ دانش آسانتر از جاافتادن آنها در زبان همگانی است؛ ولی زبان روزانه مردم نیز برای سبکبار شدن از زیر انبوه وامواژههای آسیبرسان از کاربست رویکردهای پیشروانه بینیاز نیست. فرهنگستان میتواند دستاوردهای واژهگزینی را به گونهای متعادلتر توزیع کند تا زبان روزانه نیز سهم شایستۀ خود را از کنشگریهای واژهگزینانه دریافت کند.
پارسیانجمن: واژهی «دانشگاه» واژهای کهن در زبانِ پارسی است و در نِبیگهایی (کتبی) همچون «آیینِ اکبری» که به روزگارِ اکبرشاهِ بزرگ در هندوستان نوشته شده، آمده است. با پشتونسازیِ برنامهمند در افغانستان و پیروِ پارسیستیزیِ سررشتهدان آن کشور، زمانی دراز است که گفتوگو بر سر کاربردِ واژههای دانشگاه و پوهنتون در این کشور داغ است تا آن جا که اگر کسی امروزه از واژهی دانشگاه در آن جا بهره گیرد، خشکاندیشان کمترین سزایش را لتوکوب شدن میدانند!
پارسیانجمن: «فرهنگستان» نوشتهی استادِ زندهیاد ابراهیم پورداود است.
استاد پورداود در این جُستار واژهی فرهنگستان را به «فر»، «هنگ» و «ستان» شکافته دربارهی هر بهر سخن گفته، نیز پیشینهی این واژه را در پارسیگ (پهلوی) برنموده است.
جاوید اشکانی: آیا زبان پارسی زبانی استوار است و توانایی واژهسازی دارد؟ و یا وارون آن، ناتوان از واژهسازی است؟ اگر پاسخ پرسش نخست «آری» باشد، پس چرا این همه واژههای تازی در نوشتارگان روزانه، آن هم از سوی نویسندگان، ترزبانان، دیده میشود؟ آیا نویسنده و ترزبان نمیتواند از زبان پارسی (نه فارسی) و واژههای برساختهی آن در نوشتار و گفتار بهره گیرد؟
پارسیانجمن: «Persian Verbs, morphology and conjugations» نوشتهی دکتر محسن حافظیان است.
حافظیان در این نبیگ(کتاب)، با فهرستی از ۵۸۶ کارواژه(فعل) و ۸۵ نمایه (از کارواژههای ساده و پیشوندی و آمیخته(ترکیبی))، کوشیده است تا فهرستی از کارواژههای پارسی را فراهم و ساختارِ آنها را بررسی کند و بشناساند. این نبیگ برای همهی دانشآموزان و دانشجویان زبانِ پارسی سودمند و کارگشا است.
بزرگمهرِ لقمان: اُروَرِ پارسیگ هر چند در برخی از نوشتههای کهنِ پارسی و نیز فرهنگهایی چند دیده شود، لیک در پارسی رواگی چندان نیافته است. این واژه را توان به ریختِ «اُلوَر» در پارسیِ کاشان یافت که به پرتوِ مادی اندر این گویش بر جای مانده است.
پارسیانجمن: اوستا (Avesta; A Grammatical Précis) نوشتهی رَهام اشه به زبانِ انگلیسی، برای نخستین بار، در ایران، چاپ شد.
جداسانیِ زبانِ اوستایی که رهام اشه نوشته با کارهایی که پیش از این انجام شده در این است که این کار بر پایهی «دیدگاهِ ایرانی به اوستا» نگارش شده است، و نیز همهی واژههای اوستایی بر پایهی «ریشهشناسیِ ایرانیِ کهن یا آغازین» نهاده شدهاند.
«زبانِ پارسیگ (پهلوی): دستورِ زبان، واژهسازی و واجشناسی» نوشتهی رَهام اشه و گردانشِ مریم تاجبخش و بزرگمهر لقمان به پارسیِ سره چاپ شد.
پارسیانجمن: دو تن از استادانِ نامدارِ زبانِ پارسی، جلال متینی و محمد دبیرسیاقی، دربارهی واژهی خیابان دو پژوهش دانشیِ سودمند چاپخش کردهاند که برای آگاهیِ بیشتر از سرگذشتِ این واژه آنها را به دنباله میآوریم.