بارگیری «سبکشناسی» بهار
پارسیانجمن: «محمد تقی بهار» ـ نویسنده، روزنامهنگار، سخندان، چامهسرا، زبانشناس ـ از دانشمندان و چهرههای برجستهیِ فرهنگی ایرانزمین است. یکی از یادگارهای وی نبیگ سه پوشینهای «سبکشناسی» یا «تاریخ تطور نثر فارسی» است.
پارسیانجمن: «محمد تقی بهار» ـ نویسنده، روزنامهنگار، سخندان، چامهسرا، زبانشناس ـ از دانشمندان و چهرههای برجستهیِ فرهنگی ایرانزمین است. یکی از یادگارهای وی نبیگ سه پوشینهای «سبکشناسی» یا «تاریخ تطور نثر فارسی» است.
پارسیانجمن: «سرنوشت زبان فارسی چه خواهد بود؟» نوشتهی زندهیاد «محمدعلی امامشوشتری» در ۴۶ سال پیش است و از آنجا که سخن امامشوشتری تا اندازهای سخن امروز ما نیز هست آن را با گفتاورد از ماهنامهی وحید، شمارهی ۹۸، بهمنماه ۱۳۵۰ در اینجا میآوریم.
پارسیانجمن: «سیری در تاریخ زبانها و ادب ایرانی» نوشتهی دکتر ذبیحالله صفا از استادان بنام دانشگاه تهران و از پژوهشگران برجستهی روزگار ماست. از ایشان نبیگهایی[=کتبی] همچون «حماسهسرایی در ایران» و «تاریخ ادبیات در ایران» به یادگار مانده است.
استاد صفا در این نبیگ به فشردگی و کوتاهی دربارهی زبانهای ایرانی (باستان، میانه و نو) و نوشتههای ادبی برجای مانده از آنها سخن گفته است.
پارسیانجمن: این نوشتار از زندهیاد استاد محمدتقی بهار (ملکالشعرای بهار) است که ۶۵ سال پیش نوشته شده است و زینرو، زبان و سبکِ نگارش و نویسشِ واژهها کهنه است، لیک دادههای آن کمابیش استوار است و ارزش بازخوانی و نیز بازنگری دارد.
خوانندگان گرامی برای خواندن همهی نوشتار، نه این گزیده، و نیز دیدن پانوشتها به پوشینهیِ نخستِ نبیگِ سبکشناسی، رویههای ۲۰ تا ۴۲، درنگرند.
دکتر جواد طباطبایی: از دیدگاه تاریخ زبان، ایران، به خلاف بسیاری از دیگر کشورها، تاریخ متمایزی دارد. زبان فارسی، به عنوان زبان «ملّی» همۀ مردم ایران بزرگ، سابقهای طولانی دارد. این زبان مهمترین سند تداوم تاریخ و تاریخ فرهنگ ایران است. ایران تنها کشور مهمی است که مردم آن با حفظ زبان فارسی، به خلاف دیگر کشورهای بسیار دیگری که عرب شدند، ایرانی ماندند.
دکتر پرویز ناتل خانلری: زبان دری پس از غلبهی تازیان در نواحی غربی و جنوبی کمتر به کار رفت و در مشرق و شمال شرقی به سبب آنکه از مرکز خلافت اسلامی (دمشق و سپس بغداد) دورتر بود و همچنین به آن سبب که ماموران دولت ساسانی به آن نواحی انتقال یافته بودند بیشتر دوام یافت و در اولین فرصتی که برای پدیدآمدن حکومتهای مستقل یا نیمهمستقل ایرانی دست داد همان زبان رسمی دستگاه ساسانی مبنای زبان رسمی و اداری و سپس ادبی و علمی قرار گرفت و گویشهای محلی دیگر در مقابل آن جلوهای نکردند و چنین مقامی به دست نیاوردند.
پارسیانجمن: بیشتر نویسندگان مسلمان زبان پارسیگ را پهلوی/ فهلوی مینامیدند و در برخی نوشتههای کهن عربی که از فهلویه یا فارسیه یاد شده خواست زبان پارسی میانه یا پارسیگ بوده است.
زندهیاد احمد تفضلی در این جستار ـ که لیلا عسگری و فضلالله پاکزاد به فارسی گرداندهاند ـ نمونههایی از این دست به ویژه از «تاریخ قم» و «محاضرات الادبا» به دست داده است.
پارسیانجمن: برای گردآوری دادههای ارزنده از فرهنگ و زبان و ادب ایران باستان، میانه و نو جستارهای گوناگونی میان سالهای ۱۸۹۵ تا ۱۹۰۴ از سوی دانشمندان ایرانشناس بنام و استادان برجستهی فرهنگ و زبانهای آریایی نوشته و چاپ شد که با نام «بنیاد دانشهای وابسته به زبانهای ایرانی»[=اساس فقهاللغه ایرانی] شناخته میشود و ارزش دانشی آنها تا به امروز زبانزد استادان فرهنگ و زبانهای ایرانی است. نبیگ «تاریخچهی واجهای ایرانی» بخشی از همین پژوهشهاست که پس از سدواندی سال دکتر واهه دومانیان آن را به پارسی گردانده است.
پارسیانجمن: نبیگی که در زیر میآید دربردارندهی جستارهای پژوهشی زبانشناسانهی استاد ماهیار نوابی است که به کوشش محمود طاووسی با نام «مجموعه مقالات ۱» در شمارهی پنجاهم گنجینهی دستنویسهای پهلوی و پژوهشهای ایرانی چاپ شده است.
داریوش آشوری: گرایش به زنده کردن و دوباره به کار گرفتن واژههای فارسی تنها یک مسالۀ ذوقی نیست بلکه به نیاز ما به داشتن زبانی زایا نیز مربوط میشود و زبان زایا میباید دستگاه زایندهاش کار کند، و برای این کار باید به مایههای خود تکیه داشته باشد و آنچه را از بیرون میگیرد از آن خود کند.