در پشتیبانی از واژۀ «کشلقمه»
کورش جنتی: روزگاری ما پارسیزبانان به جای واژۀ «چگالی» از واژۀ «کثافت مخصوص» بهره میبردیم و همان زمان کسانی بودند که میگفتند واژۀ «چگالی» خندهدار است و نمیتواند جای واژۀ زیبا و خوشآوای «کثافت مخصوص» را بگیرد!
کورش جنتی: روزگاری ما پارسیزبانان به جای واژۀ «چگالی» از واژۀ «کثافت مخصوص» بهره میبردیم و همان زمان کسانی بودند که میگفتند واژۀ «چگالی» خندهدار است و نمیتواند جای واژۀ زیبا و خوشآوای «کثافت مخصوص» را بگیرد!
پارسیانجمن: از مرزِ سرسبز و خرمی که امروز مازندران نامیده میشود در نامههای باستان با نامِ تبرستان یاد شده است و پس از اسلام نیز نویسندگانِ ایرانی و انیرانی آن را تبرستان خواندهاند و در سدههای نخستینِ اسلامی نیز یاد و نامِ تبرستان و اسپهبدانِ نژادهی آن سامان در نبیگها (کتب) آمده است.
واژهنامهی مازندرانی یا فرهنگِ واژههای مازندرانی دربردارندهی بیش از ۲۵۰۰ واژهی مازندرانی است.
پارسیانجمن: علیاشرف صادقی، زبانشناس، در نشستِ زبانِ پارسی در سه سدهی نخستِ پس از تازش، در آغاز، به نامِ زبانِ پارسی و خاستگاهِ آن پرداخت و گفت که خاستگاهِ زبانِ پارسیِ دری استانِ خراسانِ کهن نیست. نامِ این زبانِ پارسی است و همانگونه که از این نام برآید، خاستگاهِ پارسی استانِ پارس است.
پارسیانجمن: ۲۱ آذرماه، روز رهایی آذربایجان، روز گریز اهریمن، بر همهی ایرانیان، به ویژه آذربایجانیان، فرخنده باد!
پارسیانجمن: بر پایهی دستورنامهی «وزارتِ معارف» که در زمانِ مظفرالدین شاهِ قاجار و به فرمانِ او نوشته شده، زبانِ آموزشیِ همهی دانشها و همهی آموزشگاههای سرتاسرِ ایرانزمین در آن روزگار هم «پارسی» بوده است و در این میان، زبانِ بیگانهی آموزشیِ نیز فرانسه.
پارسیانجمن: در کنارهی کویرِ کاشان روستایی بزرگ و آباد است که باشندگانِ روستا آن را «بیذُوُی» نامند و کاشانیان و روستاهای پیرامونش آن را بوزآباد خوانند.
زبانِ این روستا نیز زبانِ «بیذُوُیی» است، چنانکه گویندگانِ این زبان ازش نام برند و بر زبانش رانند و …
پارسیانجمن: در بخش پیشین این جستار استاد زندهیاد منوچهر مرتضوی تبریزی به زبان کهن آذربایجان، آذری، که گویشی از پارسی بوده و از زمان صفویه بدین سو جایش را ترکی گرفته است، پرداخت. در بخش دوم به بنخانشناسی یا منبعشناسی زبان آذربایجان، تا زمان نوشته شدنِ این جستار، سالِ ۱۳۵۳، پرداخته شده است.
دکتر منوچهر مرتضوی تبریزی: سرزمین آذربایجان از روزگار دیرین دستخوش پیشامدهای کمرشکن و آماج تیر حوادث بوده ولی هیچ یک از این پیشامدها و حوادث به اندازه تغییر زبان ایرانی این سرزمین و غلبه زبان بیگانه بر زبان آذری تأثرانگیز و پراهمیت نبوده است.
کورش جنتی: در پارسی میانه برای واژه «سکوت» برابرنهادههایی چون «خاموشی»، «بستهبانگی»، «تُشتی»، «اَگویایی» و … را داشتهایم. در پارسی سدههای نخست، واژۀ «خاموشی» ایواز(فقط) به معنای «سکوت» کاربرد داشته است و واژههای «کشتن» و «نشاندن»، افزون بر معناهای رواگیدۀ(رایج) خود، رسانندۀ معنای «خاموش کردن آتش و افرازه(شعله)» نیز بودهاند.
«واژههای معرب در کنز اللغات و منتخب اللغات» گردآوریِ صادق کیا، استادِ پیشینِ دانشگاهِ تهران و فرنشینِ فرهنگستانِ زبانِ ایران در زمانِ محمدرضاشاه پهلوی، است.
استاد کیا در پیشگفتار چنین نوشته است: «معرب واژهای است که از زبانی دیگر به زبانِ عربی راه یافته باشد، خواه به همان صورت به کار رفته باشد خواه در آن دگرگونی پدید آمده باشد. این گونه واژهها در عربی فراوان است. …