دربارهی نامِ «پارسیانجمن»
گروهی از خوانندگانِ «پارسیانجمن» دربارهی نامِ انجمن و چراییِ پیشافتادنِ گزارواژه (پارسی) بر نامواژه (انجمن) در این نام پرسیدهاند.
گروهی از خوانندگانِ «پارسیانجمن» دربارهی نامِ انجمن و چراییِ پیشافتادنِ گزارواژه (پارسی) بر نامواژه (انجمن) در این نام پرسیدهاند.
نمونههایی که در اینجا داده شده از گویشهایی است که میان سه گویشِ همدان ـ ساوه ـ آشتیان سخن میگویند. این گویشها را میتوان به چهار دسته بخش کرد: ۱. گویشهایِ وفس و آشتیان و تفرش و آمُره؛ ۲. گویش چادرنشینهای زند؛ ۳. گویش غربتها (یا غربتیها)؛ ۴. گویشهای خلج و ترکی.
پارسیانجمن: با پیدایشِ «دساتیر» نویسندگانی بسیار از سدهیِ یازدهمِ مهی بدینسو در هند و ایران و دیگر سرزمینهایِ پارسیزبان از سبکِ سرهیِ آن پیروی کردند. یکی از ایشان غالب دهلوی چامهسرا و نویسندهیِ بزرگِ پارسیگویِ هند است. در این جستار نویسنده میکوشد فراز و نشیب دساتیرینویسانِ هند را با رویکرد به چامههایِ غالب بررسد.
زبانِ پارسیگ یا زبانِ پهلوی نوشتهیِ رَهام اشه در سه بخشِ دستورِ زبان، واژهسازی و واجشناسی در ۵۰۱ رویه به زبانِ انگلیسی چاپ شد. این نبیگ[=کتاب] که Pārsīg Language نام دارد برای هر کسی که میخواهد زبانِ پارسیگ را به خوبی یاد بگیرد یا با واژهسازی به گونهیِ دانشی در این زبان آشنا شود یا آن را با دیگر زبانهایِ ایرانی بسنجد یا واجشناسی این زبان را فراگیرد کارآمد است.
یک نوشتهی نویافته به زبانِ پارسیگ (پهلوی) با آوانویسیِ رَهام اشه بازچاپ شد. این نوشتهی نویافته «ویرازگان» نام دارد که دربارهی ایورزِ[=سفرِ] مُغی به نامِ «ویراز» به بهشت و دوزخ است. «ویرازگان» دگرسان از «ارداویرافنامه» یا «ارداویرازنامه»ی شناختهشده است و تنها رونوشتِ آن در بنیادِ کاما در هندوستان نگهداری میشود.
فرشته مولوی: هرکس که اهل قلم است و زبان را ابزار کار خود میداند (از نویسنده و مترجم گرفته تا دستورشناس و زبانشناس) بایستی به اندازهی توان خود برای پایداری و استواری زبان فارسی گامی بردارد، واژهنامک زیر فراهم شده تا شاید راهگشا باشد.
نصرالله پورجوادی (هموند پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی): «بعضی وقتها من واقعا از فرهنگستان ناامید میشوم. یعنی خیلی وقتها. آخر این هم شد فرهنگستان؟ شما باشید از این که میبینید آقائی که اسم خودش را ایرانی گذاشته ولی از شنیدن ایران و شکوه تمدن ایرانی اخم میکند، از فرهنگستانی که کاری به افتخارات فرهنگی ایران نداشته باشد و از آن دفاع نکند، ناراحت نمیشوید و از خودتان نمیپرسید: اصلا این فرهنگستان به چه درد میخورد؟»
پارسیانجمن: نبیگِ زبانهایِ ایرانی (The Iranian Languages) به سرویراستاریِ گِرنُت ویندفور به سالِ ۲۰۰۹ ترسایی به زبان انگلیسی چاپخش شده و دربرندارندهیِ بخشهایِ گویششناسی، زبانهای ایرانیِ باستان، پارتی و پارسیگ، سُغدی، خوارزمی، خُتَنی، پارسی، زازا، کردی، بلوچی، پَراچی، پشتو، زبانهای پامیر، شُغنی و وَخی است.
پارسیانجمن: در این جُستار، عباس جوادی برپایهیِ دیدگاههایِ مادشناسان و زبانشناسان نامداری چون دیاکونوف، مینورسکی، مکنزی و ویندفور نشان میدهد که زبان کردی، که در گروه زبانهای ایرانی جای دارد، به تنهایی بازماندهی زبانِ مادیِ باستان نیست و چنین نگرشی به دور از هرگونه پژوهشِ دانشی است. همچنین، از نگر تباری، این تنها کردها نیستند که تبار از مادها میبرند که ایشان به همان اندازه نوادگانِ مادها هستند که دیگر مردمانِ پشتهی ایران در آذربایجان، اردبیل، گیلان، مازندران، تهران، زنجان، همدان، سپاهان، لرستان، ایلام و… تبار از مادها دارند.
پارسیانجمن: «نوایِ گفتار در فارسی» نوشتهی تقی وحیدیانِ کامیار دربردارندهیِ سه بخشِ «تکیه»، «آهنگ» و «درنگ» است.