جایگزینی «پَنامیدن» بهجای « ممنوعکردن»
کورش جنتی: یکی از برجستهترین کوششهایی که میتواند در زمینه پاسداری و پالایش زبان پارسی انجام پذیرد، جایگزین کردن مصدرهای ساده پارسی به جای مصدرهای همهشته(مرکب) پارسی- عربی است.
کورش جنتی: یکی از برجستهترین کوششهایی که میتواند در زمینه پاسداری و پالایش زبان پارسی انجام پذیرد، جایگزین کردن مصدرهای ساده پارسی به جای مصدرهای همهشته(مرکب) پارسی- عربی است.
پارسیانجمن: گسترش زبان تازی در میان ایرانیان به ویژه درآمیختگی آن با زبان فارسی که پس از برافتادن شاهنشاهی ساسانیان به دست تازیان آغاز گشته هنوز هم از میان نرفته است. چه، روزگاری چند زبان تازی زبان دین و دانش و ادب و دیوان میبود تا با برافتادن خلافت اسلامی بغداد این روند دگر شد و هر چند یکسره از میان نرفت لیک زبان پارسی توانست جایگاه پیشینی خود را بازیابد. زندهیاد دکتر قاسم تویسرکانی در این نبیگ به این روزگار ششسدواندی سالهی گسترش زبان تازی پرداخته است.
پارسیانجمن: «ردهشناسی زبانهای ایرانی» نوشتهی محمد دبیرمقدم در ۱۵ بخش و دو پوشینه فراهم شده است. بخشهای نخست و دوم به ردهشناسی و جایگاهش در دانش زبان و زبانهای ایرانی میپردازند. در بخشهای سوم تا چهاردهم به بررسی ۱۲ زبان ایرانی پرداخته شده است که چنیناند: بلوچی، دَوانی، لارستانی، تالشی، وَفسی، کردی، اورامی، لکی، دِلواری، نائینی، شهمیرزادی و تاتی. واپسینبخش هم «یافتهها و پیامدها» نام دارد.
پارسیانجمن: «سیری در تاریخ زبانها و ادب ایرانی» نوشتهی دکتر ذبیحالله صفا از استادان بنام دانشگاه تهران و از پژوهشگران برجستهی روزگار ماست. از ایشان نبیگهایی[=کتبی] همچون «حماسهسرایی در ایران» و «تاریخ ادبیات در ایران» به یادگار مانده است.
استاد صفا در این نبیگ به فشردگی و کوتاهی دربارهی زبانهای ایرانی (باستان، میانه و نو) و نوشتههای ادبی برجای مانده از آنها سخن گفته است.
پارسیانجمن: جستار زیر دربردارندهی چهار یادداشت جداگانه دربارهی چند واژه و گزارهی پارسیگ[=پهلوی] است. یادداشت نخست به واژهی «فراوان» میپردازد. یادداشت دوم گردانش و گزارش بندی از نوشتارگان مانوی است. یادداشت سوم دربارهی چمهای[=معنی] گوناگون «سخن» است و اینکه چگونه سخن از «گفتار» به «کار» در شاهنامه دگرش چمی یافته است. واپسینیادداشت هم دربارهی واژهی «قهرمان» است و اینکه چگونه این واژه از پارسیگ به عربی رفته است.
پارسیانجمن: فرهنگ فدایی واژهنامهی نبیگ[=کتاب] «داستان ترکتازانِ هند» نوشتهی میرزا نصرالله خان فدایی اسپهانی است که به روزگار ناصرالدین شاه قاجار در هندوستان به پارسی سره نوشته و چاپ شده و سپس نگارندهی آن با یاری دستیار خویش، میرزا محمدعلی کشکول شیرازی، واژههای آن را گردآوری کرده و آن را جداگانه و به نام «فرهنگِ هر چهار کاخ داستان ترکتازانِ هند» به سال ۱۸۶۷ ترسایی در هند به گونهی سنگی چاپ کرده است. در این واژهنامه واژههای سرهی پارسی به همراه اندکی واژههای دساتیری و نیز عربی و ترکی ـ مغولی گردآوری شدهاند.
داریوش درویشی: زبان برجستهترین و پررنگترین افزار خرددوشگی است؛ اگر پرورش نیافته باشد، اگر ویژواژگانی در آن پدید نیامده و به کار برده نشده باشند، آشکارا با گونهای خرددوشگی روبهرو هستیم که افزاری ناکارآمد را در کار میبندد و این ناکارآمدی میوهای برای این درخت به همراه نخواهد آورد.
پارسیانجمن: «صحاحالفرس» در شمار فرهنگهای کهن پارسی و ازآنِ سدهی هشتم مهی است. این واژهنامه که نوشتهی محمد پور هندوشاه نخجوانی است در ۲۵ در و ۴۳۱ بخش و ۲۳۰۰ واژه فراهم شده است.
پارسیانجمن: این نوشتار از زندهیاد استاد محمدتقی بهار (ملکالشعرای بهار) است که ۶۵ سال پیش نوشته شده است و زینرو، زبان و سبکِ نگارش و نویسشِ واژهها کهنه است، لیک دادههای آن کمابیش استوار است و ارزش بازخوانی و نیز بازنگری دارد.
خوانندگان گرامی برای خواندن همهی نوشتار، نه این گزیده، و نیز دیدن پانوشتها به پوشینهیِ نخستِ نبیگِ سبکشناسی، رویههای ۲۰ تا ۴۲، درنگرند.
پارسیانجمن: «فرهنگ قواس»، نوشتهی فخرالدین مبارکشاه قواس یا فخرالدین کمانگر، از فرهنگهای کهن پارسی است که در سدهی هفتم در پنج بخش در هندوستان نوشته شده است. نویسندهی آن را باید پایهگذار فرهنگنویسی در هندوستان به شمار آورد، چه به پیروی از این فرهنگ فرهنگهای بسیاری چون دستورالافضل (۷۴۳ مهی)، زفان گویا (پیشاز ۸۳۷)، بحرالفضائل (۸۳۷) و شرفنامه (۸۷۸) در هندوستان نوشته شدهاند.