کارواژههای پیشوندی
پارسیانجمن: تا سدهی هفتم اسلامی در پارسی دری، همچون پارسیگ، پیشوندهای کارواژه[=فعل] هنوز زنده بودند و چمهای[معانی] گوناگونی از راه آنها گفته و نوشته میشدند. شوربختانه پس از این، بهره از کارواژههای آمیخته[=مرکب]، به ویژه با نامواژهها[=اسمها] و زابهای[=صفات] عربی، جای کارواژههای ساده و پیشوندی را گرفته است. برماست که این شیوهی فراموشیده را از نو استواریم.
بارگیری «فهرست فعلهای فارسی با معنای آنها» از دکتر حسین
پارسیانجمن: در این فهرست نزدیک به دو هزار کارواژهی سادهی پارسی آمده و این خود به روشنی نادرست بودن سخنِ آنانی را که میگویند پارسی چندسد کارواژهی ساده بیشتر ندارد مینمایاند؛ هرچند که توانمندی یک زبانْ پیوندی با شمارِ ریشههای کارواژههای آن ندارد و زبانی چون پارسی به آسانی میتواند از واژهها کارواژه برسازد.
درآمدی بر پالایش زبان پارسی
حامد قنادی: فرهنگستان زبان پدید آمد و همزمان با آن بزرگانی همچون احمد کسروی رو به سرهنویسی آوردند. کوششهای آنان گرچه همانروز پاسخ نداد ولی زبان امروزینِ مردم نمایانگر اینست که سرانجام واژههای تازه در میان مردم جا باز کرد و بسیاری از واژههای بیگانه از زبان زدوده شد. روزگاری بهجای هواپیما، شهرداری و دادگستری واژههایِ طیاره، بلدیه و عدلیه بهکار میرفت، ولی امروز بسیاری از چم [معنی] این واژهها نیز ناآگاهاند!
بارگیری فرهنگ پنج پوشینهایِ برهان قاطع
پارسیانجمن: برهان قاطع را محمدحسینبنخَلَف تبریزی، نامدار به برهان، در ۱۰۶۲ اسلامی در حیدرآباد دکن با افزون بر ۲۰ هزار درآیه[=مدخل] نوشته و به پایان برده است. نویسنده کوشیده که فرهنگی همهسویه فراهمد و زینرو، پایهی فرهنگ خویش را بر واژهنامهها و فرهنگهای گوناگونی نهاده است. او خود از چهار نبیگ فرهنگ جهانگیری و مجمعالفرس و سرمه سلیمانی و صحاح الادویه به وَرنام[=عنوان] سرچشمههای خویش یاد کرده است.
یکی از … ترین
پارسیانجمن: نادرستی شگفتی که به تازگی در برخی نوشتهها و نیز گاهی در شیوهی گفتار هم دیده میشود، سخنهایی از این دست است: یکی از بهترین کارخانهی پارچهبافی …
نخست باید دانست که یکی از چمهایِ[=معانی] «از» نامبردن بخشی از چیزی است. پس در چنین جایی باید نامواژهای[=اسمی] که پس از آن میآید چندین[=جمع] باشد…
بارگیری دستور خط فارسی فرهنگستان
پارسیانجمن: دستور خط فارسی که برآیند کوششهای فرهنگستان زبان و ادب فارسی است، دفتری است که هر نویسندهای را نیاز بدان افتد.
گفتنی است که بر این دفتر میتوان خردههایی دانشیک گرفت و آن را نپسندید و شیوهنامهای نو درانداخت، لیک در پرسمان دبیره چیزی که بیش از هر چیز بایسته است، دوری از آشفتگی و کوشش اندر همگرایی بیشتر کسانی است که بدان دبیره مینویسند.
پیامدهای آمیختگی زبان پارسی با واژههای بیگانه (۳)
سامان حسنی: بهرهگرفتن از نشانههای بیشال عربی دشواریهایی برایِ زبان پارسی به بار آوردهاست. پس تا میتوانیم از واژههای پارسی بهره بگیریم و اگر ناچاریم نامهای عربی به کار ببریم، برایِ بیشالیدن آنها از نشانههای پارسی «ها» و «ان» بهره بگیریم. دیگر اینکه، بههیچروی، واژههای پارسی را بهدیسۀ عربی بیشال نبندیم.
پیامدهای آمیختگی زبان پارسی با واژههای بیگانه (۲)
سامان حسنی: یکی دیگر از آسیبهایی که درپیِ آمیختگی زبان پارسی با واژههای بیگانه به این زبان رسیدهاست همانا بهکاربردنِ کارواژههای آمیخته[فعل مرکب] بهجایِ کارواژههای ساده[فعل بسیط] است. هرچند در آغاز شمار اندکی کارواژههای ساده با واژههای عربی ساخته شد، این روش بهزودی فراموش گردید و واژههای بیگانه کارواژههای آمیخته را به دنبال خود آوردند.
پیامدهای آمیختگی زبان پارسی با واژههای بیگانه (۱)
سامان حسنی: هنگامیکه واژههای عربی وارد زبان پارسی شدند، آرامآرام واژههای پارسی رو به فراموشی نهادند. اکنون شماری از واژههای پارسی برایِ بسیاری از ما ناآشنا هستند و چم آنها را نمیدانیم.