پارسی‌ویراست ابزاری هوشمند برای درست‌نویسی و پارسی‌سازی نوشتار، با بهره از هوشواره‌ی زبانی برای درست‌نویسی و پارسی‌سازی نوشتار بکارگیری

نام استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان

پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -380x285 نام استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان نام‌های ایرانشهری فارسی در عراق عراق پارسی انجمن

زیا واتگر

استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان و خلیفه‌های مسلمان:
استان «شادفیروز» یا «شاذفیروز»؛ استان «شادهرمز»؛ استان «شادقباد»؛ استان «بازیجان‌خسرو»؛ استان «شادشاپور» یا «کسکر»؛ استان «پادبهمن»؛ استان« بالا»؛ استان «اردشیر بابکان»؛ استان «زاب‌ها» یا استان «به‌دیو یاسفان»؛استان «بهقباد بالا»؛ استان «بهقباد میانه»؛ استان «بهقباد پایین»

هویت ایرانی مردم عراق تا سده‌ها پس از اسلام هنوز چشمگیر و آشکار بود. یکی از نمودهای این هویت جاینام‌های این سرزمین است. گی لسترنج گزیده‌ی کتاب‌های جغرافی‌دانانی چون ابن‌خردادبه و قدامه و مَقدسی را در کتاب خود (جغرفیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی) گردآورده است.
در روزگاری که استادان پان‌عرب دانشگاه‌های ایران با بودجه‌های آن‌چنانی بیش از همیشه شمشیر را از رو بسته‌اند و بر زرین‌کوب‌ها و خانلری‌ها و هرکه دلش برای این سرزمین تپیده است می‌تازند و تمدن ایرانی را پشت‌قباله‌ی قبیله‌های راهزن و سرگردانی می‌کنند که خودِ قرآن آنان را «جاهل» نامیده و از زنده‌به‌گور کردن دختران بازداشته است، چاره‌ای نیست جز آگاهی‌بخشی از سرچشمه‌های راستین. آگاهی از نام‌های دوازده‌گانه‌ای که پیش از یورش قبیله‌های بیابانگرد تازی برای این سرزمین به کار می‌رفته است خود سندی گویاست.
«ابن‌خردادبه و قدامه که در قرن هشتم از اقلیم عراق سخن رانده‌اند گویند این اقلیم دوازده ولایت دارد و هریک را استان گویند و شصت بخش دارد که هریک را طسوج نامند.»
این دوازده استان بر پایهٔ رودخانه‌هایی که آن‌ها را سیراب می‌کردند به سه گروه بخش می‌شدند.
گروه نخست:
۱. استان «شادفیروز» یا «شاذفیروز» (حلوان) مشتمل بر طسوج تامرا و طسوج خانقین و سه طسوج دیگر.
۲. استان «شادهرمز» مشتمل بر طسوج نهر بوق و کلواذی و نهر بین طسوج کهنه‌شهر (مدائن) و طسوج راذان بالا و راذان پایین و دو طسوج دیگر.
۳. استان «شادقباد» مشتمل بر طسوج جلولا و طسوج بند نیجین و طسوج برازالروز و طسوج دسکره و چهار طسوج دیگر و جمعاً دارای هشت طسوج. قدامه این استان را بغداد نامیده.
۴. استان «بازیجان‌خسرو» که استان نهروان هم نامیده می‌شود. عبارت است از طسوج نهروان میانه و طسوج نهروان پایین و طسوج بادرایا و طسوج باکسایا.
گره دوم:
۵. استان «شادشاپور» یا «کسکر» مشتمل بر چهار طسوج در اطراف واسط.
۶. استان «پادبهمن» یعنی استان دجلهٔ سفلی مشتمل بر چهار طسوج که عبارت است از طسوج میشان و طسوج دشت میشان و دو طسوج دیگر.
گروه سوم:
۷. استان« بالا» (اعلی) مشتمل بر چهار طسوج که عبارت بودند از طسوج فیروز شاپوز که طسوج انبار بود و سه طسوج دیگر.
۸. استان «اردشیر بابکان» مشتمل بر طسوج بهرسیر و رومقان و و دو طسوج دیگر.
۹. استان «زاب‌ها» یا استان «به‌دیو یاسفان» مشتمل بر سه طسوج زاب بالا و زاب میانه و طاب پایین.
۱۰. استان «بهقباد بالا» مشتمل بر شش طسوج بابل، فلوجه‌ی بالا و فلوجه‌ی پایین و…
۱۱. استان «بهقباد میانه» مشتمل بر چهار طسوج.
۱۲. استان «بهقباد پایین» مشتمل بر پنج طسوج.
«اسم‌هایی که در این فهرست‌ها ملاحظه می‌شود نشان می‌دهد که این تقسیم‌بندی راجع به کشوری است که اعراب آن را از تصرف ساسانیان بیرون آورده‌اند.»
کتاب‌شناسی:
جغرفیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، گی لسترنج، برگردان محمود عرفان، تهران: چاپ سوم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۷، گزیده‌ای از رویه‌های ۸۶ تا ۸۸.

جستارهای وابسته

  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -عراق-150x150 نام استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان نام‌های ایرانشهری فارسی در عراق عراق پارسی انجمنزبان فارسی در عراق: از صفویه تا صدام حمدی ملک: من در بغداد به دنیا آمدم. در خانواده‌ای که متهم به داشتن بنیادهای ایرانی می‌شد و در روزگاری که دلارهای نفتی عراق به یاری جنون قدرتِ صدام حسین آمده بود تا او را دچار توهم کند ...
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی NamhayeIranshahri-150x150 نام استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان نام‌های ایرانشهری فارسی در عراق عراق پارسی انجمننامهای ایرانشهری پارسی‌انجمن: هنگامی که نامی بیگانه بر فرزندان این مرزوبوم گذاشته می‌شود، آنان با شناسنامه‌ای دیگر و فرهنگی دیگر به مردمان این جهان شناسانده و از فرهنگ و مردم خود دور شده و بیگانه خوانده می‌شوند، زیرا نامْ شناسنامه‌ی آن فرزندان بوده و نشانگر آن است که در کدام سرزمین یا در کدامین فرهنگ چشم به جهان گشوده‌اند. به امید اینکه ایرانشهریان […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -و-خاستگاه-آنها-150x150 نام استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان نام‌های ایرانشهری فارسی در عراق عراق پارسی انجمننگاهی به «کردها و خاستگاه آنها»، نوشته‌ی گارنیک آساطوریان عباس سلیمی آنگیل: تا جایی که نگارنده مطالعات کردشناسی را پی گرفته است، این پژوهش یکی از دقیق‌ترین و روشمندترین پژوهش‌هایی است که درباره‌ی خاستگاه کردها و فرایند شکل‌گیری قوم کرد انجام گرفته […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی parsianjoman نام استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان نام‌های ایرانشهری فارسی در عراق عراق پارسی انجمنپایش برنامه‌ی «جواب» کارگروهِ پایش پارسی‌انجمن در ماه‌روزهای [= تاریخ‌های] بیست‌وسوم و بیست‌وهشتم شهریورماه، برنامه‌ی «جواب» از برنامه‌های شبکه‌ی «من‌و‌تو» را پایش کرده است. اگرچه این برنامه در زمینه‌ی آگاهی‌دهی به شهروندان و پرداختن به پرسمان [= مساله‌ی] پاسخگو بودن، درونمایه‌ای سودمند و فرهنگ‌سازانه دارد، با این همه، هیچ‌گونه پُرنگری‌ای در زمینه‌ی شیوه‌ی […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی Hymn-of-the-Pearl-150x150 نام استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان نام‌های ایرانشهری فارسی در عراق عراق پارسی انجمننگاهی به کارِ تازه‌ی رهامِ اشه بر «سرودِ مروارید»: چگونه پرده از رازِ زیباترین سرودِ جهان برداشته شد؟ بزرگمهرِ لقمان: از زمانِ نویسندگانِ دینکرد تا به امروز، در این هزار و اندی سال، در پهنه‌ی دانش و فرهنگ و زبانهای ایرانی، به ویژه دینِ مزدیسنی، پژوهنده‌ای به ژرف‌‌آگاهی و فراخ‌بینشی و زبان‌دانیِ رهامِ اشه نبوده است. رهامِ اشه اندر «ایورزِ(سفرِ) شگفتِ شاهزاده‌ی پارتی» نه تنها «سرودِ مروارید» را از بن‌نبشتهای بر جای مانده، به زبانهای […]
  • پارسی‌انجمن: در پاسداری و پالایش زبان پارسی -شدن-زبان-150x150 نام استان‌های دوازده‌گانه‌ی عراق در زمان ساسانیان نام‌های ایرانشهری فارسی در عراق عراق پارسی انجمنتُنُک شدن زبان عباس سلیمی آنگیل: بهره‌گیری از واژه‌های بیگانه گاهی به مرگ واژه‌های زبان فارسی می‌انجامد و گاهی هم آن‌ها را از تک‌وتا می‌اندازد. واژه‌ی «ریلکس» امروزه به جای واژه‌های «خون‌سرد» ، «خویشتن‌دار»، «آرام»، «چیره» و... به کار می‌رود. همچنین، کارواژه‌ی «ریلکس کردن» جای «آرمیدن» و «آسودن» و ... را گرفته است؛ همانند رخدادی که پیش‌تر برای «خرسند» […]

دیدگاهی بنویسید.


*