بارگیری فرهنگ «صحاحالفرس» پورِ هندوشاه
پارسیانجمن: «صحاحالفرس» در شمار فرهنگهای کهن پارسی و ازآنِ سدهی هشتم مهی است. این واژهنامه که نوشتهی محمد پور هندوشاه نخجوانی است در ۲۵ در و ۴۳۱ بخش و ۲۳۰۰ واژه فراهم شده است.
پارسیانجمن: «صحاحالفرس» در شمار فرهنگهای کهن پارسی و ازآنِ سدهی هشتم مهی است. این واژهنامه که نوشتهی محمد پور هندوشاه نخجوانی است در ۲۵ در و ۴۳۱ بخش و ۲۳۰۰ واژه فراهم شده است.
پارسیانجمن: این نوشتار از زندهیاد استاد محمدتقی بهار (ملکالشعرای بهار) است که ۶۵ سال پیش نوشته شده است و زینرو، زبان و سبکِ نگارش و نویسشِ واژهها کهنه است، لیک دادههای آن کمابیش استوار است و ارزش بازخوانی و نیز بازنگری دارد.
خوانندگان گرامی برای خواندن همهی نوشتار، نه این گزیده، و نیز دیدن پانوشتها به پوشینهیِ نخستِ نبیگِ سبکشناسی، رویههای ۲۰ تا ۴۲، درنگرند.
پارسیانجمن: «فرهنگ قواس»، نوشتهی فخرالدین مبارکشاه قواس یا فخرالدین کمانگر، از فرهنگهای کهن پارسی است که در سدهی هفتم در پنج بخش در هندوستان نوشته شده است. نویسندهی آن را باید پایهگذار فرهنگنویسی در هندوستان به شمار آورد، چه به پیروی از این فرهنگ فرهنگهای بسیاری چون دستورالافضل (۷۴۳ مهی)، زفان گویا (پیشاز ۸۳۷)، بحرالفضائل (۸۳۷) و شرفنامه (۸۷۸) در هندوستان نوشته شدهاند.
پارسیانجمن: جُستار «مبانی علمی واژهسازی و واژهگزینی» نوشتهی علی کافی به «واژهگزینی به مثابهی دانش»، «تعریفها»، «چند اصلِ موضوع علم واژهگزینی»، «روشهای مهم واژهگزینی» و «ضوابط واژهگزینی» میپردازد که به کار نویسندگان و پژوهشگران و گردانشگران و واژهسازان و سنجشگران میآید.
پارسیانجمن: «شالوده نحو زبان فارسی»، نوشتهی محمد پژوه، نخستین نبیگی[=کتابی] است که در این باره نوشته شده است. از ویژگیهای این نبیگ آن است که به جستوجوی همتاهای پارسیِ درخور برای نامگذاری واژههای دستور زبان برآمده و همچنین کوشیده است تا از دستور نحو زبان عربی که پیوندی با زبان پارسی ندارد دوری کند.
پارسیانجمن: زبان پارسی با همهی زایندگی و زایایی میتواند از شیوهها و نمونههای واژهسازی، به ویژه در کارواژه، از پارسیگ (پارسی میانه) پیروی و بهرهجویی کند و توانایی خود را در برابر نیازهای روزانه، به ویژه در پهنهی دانش و کِروگی[=صناعت]، بیفزاید. این شیوه میتواند یکی از راههای درست و بهنجار واژهسازی باشد.
پارسیانجمن: زبانهای پارسی و انگلیسی هر دو در دستهی زبانهای هندواروپایی جای میگیرند. زینرو، واژههایی بسیار در این دو زبان از ریشههایی یکسان برآمدهاند. افزون بر این، واژههای بسیاری از زبانهای ایرانی به انگلیسی درآمدهاند که نبیگ[=کتاب] واژههای ایرانی در زبان انگلیسی نوشتهی محمدعلی سجادیه بدانها پرداخته است.
شهربراز: زبان خوارزمی مانند زبان سغدی و پهلوی (پارسی میانه) از شاخهی زبانهای ایرانی میانه است و از نگر گیتیشناسی نیز در گسترهای میان سخنگویان زبان پارسی میانه و سغدی جای میگرفته است. زبان خوارزمی اندک اندک و به ویژه با آمدن ترکان به سرزمین خوارزم و کشتار ایرانیانِ خوارزمی به فراموشی رفت و ترکی جای آن نشست.
پارسیانجمن: خواست از «فرهنگ تاریخی» این است که با بهره از آن دریابیم هر واژه در کدامین روزگار از تاریخِ هزارواندی سالهی زبان پارسی دری کاربرد داشته، در چه زمانی از میان رفته یا چِمش[=معنیاش] دگرگون شده، چه واژهای در جای آن نشسته، نیز چه واژههایی ساخته یا وام ستانده شده و در زبان پارسی رواج یافتهاند و این دگرگونیها برپایهی چه رخدادهای تاریخیای رخ دادهاند. به دیگر سخن، فرهنگ تاریخی چونان شناسنامهی هر واژه است.
ایلبر اروتایلی، تاریخنگار و ترکشناس نامدار ترک، در سخنرانیای در دانشگاه ازمیر به جایگاه فرهنگ ایرانی در ترکیه و پیوندهای زبان و فرهنگ و شهرآیینی ایرانی و زبان و فرهنگ ترکی پرداخت و گفت: «تاریخ گذشتهی ایران در دنیا جایی مستثنا دارد. فرهنگ ترکی و زبان ترکی نسبت به فرهنگ ایرانی یک فرهنگ روستایی است. ایران استاد ما است و ترکان در خدمت به فرهنگ ایرانی جای استثنایی دارند. برای ما ترکان فرهنگ و تمدن ایران مرتبه یونان برای اروپا را دارد».