بارگیریِ «زبانِ آذربایجان» نوشته‌ی محمدرضا شعار

پارسی‌انجمن: پژوهشهای تاریخی و زبان‌شناختی به روشنی نشان می‌دهند که تا پیش از ترک‌تازیِ ترکان و مغولان به ایران‌زمین، زبانِ آذربایجانیان گویشی از پارسی بوده است که پژوهشگران آن را «پهلویِ آذری» خوانده‌اند. پهلویِ آذری با آنکه کنون جای خویش را به ترکیِ آذری داده با همه‌ی این واژه‌هایی پرشمار از آن در زبانِ امروزِ آذربایجان بر جای مانده است که نگارنده‌ی «زبانِ آذربایجان»، محمدرضا شعار، کوشیده تا شماری از این واژه‌های کهنِ پارسی را که در گفت‌وگوهای روزانه‌ی آذربایجانیان شنیده است در این کار گرد آورد، و فرادستِ پژوهندگان نهد.

بارگیریِ آذریگان (آگاهیهایی درباره‌ی گویشِ آذری) از صادق کیا

پارسی‌انجمن: آذریگان (آگاهیهایی درباره‌ی گویشِ آذری)، نوشته‌ی استادِ زنده‌یاد دکتر صادق کیا، دربردارنده‌ی پیشگفتار، آگاهیهایی تازه از گویشِ آذری، واژه‌های آذری در لغتِ فرس و برهانِ قاطع، کهنه‌ترین دست‌نویسِ لغتِ فرسِ اسدیِ توسی و فهرستِ واژه‌های آذری است. گفتنی است، آذری، پیش‌ از ترک‌تازیِ ترکان به ایران و همه‌گیریِ ترکی در آذربایجان، گویشِ مردمانِ آذرآبادگان بوده است.

بارگیریِ «گویشِ آذری» از روحی انارجانی

پارسی‌انجمن: گواهیها و پژوهشهای دانشمندان به استواری نشان می‌دهد که پیش از ترکی، گویشِ پهلویِ آذری تا سالهای انجامینِ سده‌ی دهم و نیز تا نیمه‌ی سده‌ی یازدهمِ مَهی در همه‌ی آذربایجان روایی داشته است. از این گویشِ ایرانی ـ که شوربختانه با ترک‌تازی ترکان به آذربایجان جایش را ترکی گرفت ـ نمونه‌هایی درخور برجای مانده که بزرگ‌ترین نمونه‌ی بازمانده از این گویشِ آذری، «رساله‌ی روحی انارجانی» است که میانِ سالهای ۹۸۵ تا ۹۹۴ مَهی پرداخته شده است.

بارگیریِ «زبانِ دری، فارسیِ میانه و فارسیِ باستان»

پارسی‌انجمن: دکتر خلیل‌اله اورمر ـ زبانشناسِ افغانستانی ـ در نبیگِ[=کتابِ] «زبانِ دری، فارسیِ میانه و فارسیِ باستان» به بررسیِ زبانِ پارسی، از ۲۶۰۰ سالِ پیش بدین‌سو، در سه گستره‌ی پارسیِ باستان (نامِ درست‌تر: پارسه)، پارسیِ میانه (نامِ درست‌تر: پارسیگ) و پارسیِ دری پرداخته است.

بارگیریِ «فرهنگِ بهدینان» گردآوریِ جمشید سروش‌سروشیان

پارسی‌انجمن: گویشهایِ ایرانی پشتوانه‌ای سترگ برای زبانِ پارسی‌اند و اگر روزی فرهنگی همه‌سویه برای زبانِ پارسی نوشته شود آن فرهنگ باید بر بنیاد فرهنگهایِ گویشهایِ گوناگونِ ایرانی نیز باشد. یکی از این گویشها گویشِ بهدینانِ یزد و کرمان است که خودِ ایشان آن را گویشِ «دری» ‌خوانند.

بارگیریِ «واژه‌نامه‌یِ گرگانیِ» صادقِ کیا

پارسی‌انجمن: «واژه‌نامه‌یِ گرگانی» که به گویشِ پیشینِ گرگان (استرآباد) می‌پردازد نوشته‌یِ دکتر صادق کیا، استادِ پیشینِ زبانِ پارسیگ (پهلوی) در دانشگاهِ تهران و فرنشینِ فرهنگستانِ زبانِ ایران، است.

بارگیریِ «تات‌نشینهایِ بلوکِ زهرا»

پارسی‌انجمن: تات‌نشینهایِ بلوکِ زهرا به زندگی روزانه‌یِ دو دهِ تات‌نشینِ «سِزجُوه» (سگزآباد) و «بِرمُوَه» (ابراهیم‌آباد) از بخشهایِ زهرایِ قزوین می‌پردازد و در این میان دستور و واج‌شناسیِ گویشِ تاتی را به همراهِ واژه‌نامه‌ای از این گویشِ ایرانی به دست می‌دهد؛ گویشی که با ترک‌تازیِ روزافزونِ ترکی پا پس می‌کشد و اندک‌اندک جایِ خود را بدان می‌دهد و بر آن همان می‌رود که پیش از آن بر پهلویِ آذری در آذربایجان رفت.

«آموزش زبان مادری» در گفت‌‌وگو با گارنیک آساطوریان

زبان اول همه ایرانیان فارسی است و آن زبانی که آنها با آن در خانه سخن می‌گویند درواقع زبان گهواره است و با زبان گهواره نمی‌توان در مدرسه تحصیل کرد. آموزش در مدرسه و دانشگاه‌ها باید حتما به زبان اول یا زبان اصلی (فارسی) باشد.

«زبان و قومیت» در ایران در گفت‌وگو با گارنیک آساطوریان

برخی می‌گویند ۵۱ درصد مردم ایران، فارس یا همان اکثریت هستند و ۴۹ درصد اقلیت و متأسفانه در ایران نیز برخی این سخنان را تکرار می‌کنند. ولی حقیقت این است که در ایران اصلا «فارس» وجود ندارد. هیچ قومی در ایران نمی‌تواند ادعا کند من فارسم، حتی خود فارس‌ها در فارس. زبان فراقومی فارسی متعلق به همه خرده‌فرهنگ‌های ایران است.

بارگیریِ «گویشهایِ وفس و آشتیان و تفرش»

نمونه‌هایی که در اینجا داده شده از گویشهایی است که میان سه گویشِ همدان ـ ساوه ـ آشتیان سخن می‌گویند. این گویشها را می‌توان به چهار دسته بخش کرد: ۱. گویشهایِ وفس و آشتیان و تفرش و آمُره؛ ۲. گویش چادرنشینهای زند؛ ۳. گویش غربتها (یا غربتیها)؛ ۴. گویشهای خلج و ترکی.