بارگیریِ «Persian Verbs» حافظیان

پارسی‌انجمن: «Persian Verbs, morphology and conjugations» نوشته‌ی دکتر محسن حافظیان است.
حافظیان در این نبیگ(کتاب)، با فهرستی از ۵۸۶ کارواژه(فعل) و ۸۵ نمایه (از کارواژه‌های ساده و پیشوندی و آمیخته(ترکیبی))، کوشیده است تا فهرستی از کارواژه‌های پارسی را فراهم و ساختارِ آنها را بررسی کند و بشناساند. این نبیگ برای همه‌ی دانش‌آموزان و دانشجویان زبانِ پارسی سودمند و کارگشا است.

واژه‌شناسی: «اُلوَر»، کهن‌واژه‌ای مادی در پارسیِ کاشان

بزرگمهر لقمان: اُروَرِ پارسیگ هر چند در برخی از نوشته‌های کهنِ پارسی و نیز فرهنگهایی چند دیده شود، لیک در پارسی رواگی چندان نیافته است. این واژه را توان به ریختِ «اُلوَر» در پارسیِ کاشان یافت که به پرتوِ مادی اندر این گویش بر جای مانده است.

«اوستا»ی رهام اشه چاپ شد

پارسی‌انجمن: اوستا (Avesta; A Grammatical Précis) نوشته‌ی رَهام اشه به زبانِ انگلیسی، برای نخستین بار، در ایران، چاپ شد.
جداسانیِ زبانِ اوستایی که رهام اشه نوشته با کارهایی که پیش از این انجام شده در این است که این کار بر پایه‌ی «دیدگاهِ ایرانی به اوستا» نگارش شده است، و نیز همه‌ی واژه‌های اوستایی بر پایه‌ی «ریشه‌شناسیِ ایرانیِ کهن یا آغازین» نهاده شده‌اند.

دو جستار درباره‌ی واژه‌ی «خیابان»

پارسی‌انجمن: دو تن از استادانِ نامدارِ زبانِ پارسی، جلال متینی و محمد دبیرسیاقی، درباره‌ی واژه‌ی خیابان دو پژوهش دانشیِ سودمند چاپخش کرده‌اند که برای آگاهیِ بیشتر از سرگذشتِ این واژه‌ آنها را به دنباله می‌آوریم.

درباره‌ی واژه‌ی «میهن» از استاد پورداود

پارسی‌انجمن: استاد پورداود در این جُستار به واژه‌ی «میهن» پرداخته‌اند. ریشه و بنِ چند هزار ساله‌ی آن را به همراهِ ارزشِ به کارگیری‌اش به جای واژه‌ی عربیِ «وطن»، که به چِمِ(معنیِ) «آغل و آخور» است، برنموده‌اند.

ایران و ایرانشهر

رهام اشه، گردانشِ مریم تاج‌بخش و بزرگمهر لقمان: واژه‌ی پارسیگِ ērān (ایران) به چمِ «آریاییان» است، و ērānšahr (ایرانشهر) نامِ شاهنشاهیِ ایران بود به روزگارِ ساسانیان.

«دساتیر» جُستاری از استاد پورداود

پارسی‌انجمن:‌ امروزه که دگرباره بازارِ واژه‌سازانِ دساتیری‌روش گرم شده است بازخوانی این جُستارِ استاد پورداود برای پارسی‌گرایان و سره‌نویسان سودمند خواهد افتاد تا خود با شناختِ سره از ناسره به دامِ دساتیریان تازه‌‌ از ره رسیده، که بی شناخت ژرفِ از دستورِ زبانِ پارسی و دیگر زبانهای کهنِ ایرانی کارخانه‌ی واژه‌سازی راه انداخته‌اند، نیفتند.

واژه‌شناسی: شیر (شاه)

بزرگمهر لقمان: «شیر» به چِمِ «شاه» از -xšaθrya اوستایی به همین چم آید. این واژه در زبانِ بلخی χαρο است.
واژه‌ی شیر، اندر این چم، پیونددار با واژه‌های پارسیِ پادشاه، شاه، شهر، شهریار، شهریور و … است.

مدهوش، نیازان و آواشناسیِ زبانِ پارسی

پارسی‌انجمن: زنده‌یاد دکتر ماهیار نوابی، در بخشِ نخستِ این جستار، به بررسیِ واژه‌ی پارسیِ عربی‌پنداشته‌شده‌ی «مدهوش» به چِمِ[=معنیِ] «بیهوش» می‌پردازد. در بخشِ دوم، واژه‌ی «نیازان» را که در پارسیِ به همتایی «عاشق» است برمی‌رسد. در بخشِ سوم و پایانی نیز گفتاری از ایشان درباره‌ی «آواشناسیِ زبانِ پارسی» آمده است.