نوروزانه‌ی پارسی‌انجمن: آوانبیگِ «کلیله و دمنه»

پارسی‌انجمن، به فرخندگیِ فرارسیدنِ جشنِ شکوهمند نوروز، آوانبیگِ (کتابِ صوتیِ) «کَلیلَه و دَمنه» را به خوانندگانِ ارجمندش، نورزانه، پیشکش می‌کند. باشد که سالِ پیشِ رو سالی فرخنده در پهنه‌ی ایرانشهر و سرشار از شادی برایِ ایرانیان و ایرانی‌تباران در هر کجای این گیتیِ پهناور باشد.

جشنهای ایرانی*

مسعود لقمان: «جشن» واژه‌ای ایرانی است از ریشه‌ی «یَز-»، به چِمِ «پرستیدن، ستودن و نیایش کردن». جشن در آغاز به چمِ «انجامِ آیینهای دینی» بوده، ولی اندک‌اندک گسترش چمِی پیدا کرده و به بزم و مهمانی و سور هم گفته شده است؛ چرا که در فرهنگِ ایران، انجامِ آیینِ دینی و نیایش و ستایشِ ایزد همان جشن و بزم و شادی و شادخواری بوده و شگفت این که «جشن» با واژه‌های «یزد» و «ایزد» هم هم‌ریشه است و به دیگر سخن، جشن و ایزد هر دو از یک ریشه‌اند. چنین، در فرهنگ زندگی‌سِتای ایرانِ باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و اندوه کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است.

شکسته‌نویسی؛ از دیروز تا امروز

عباس سلیمی آنگیل: خط بخشی از فرهنگ است؛ یعنی ظاهر و نمای واژه دربردارنده بار فرهنگی است و دگردیسی در آن به دگرگونی در حافظه دیداری می‌انجامد. از سوی دیگر، پیوستگی فرهنگی در «ایران فرهنگی» با شکسته‌نویسی آسیب می‌بیند؛ ممکن است گویش معیار در هر کدام از کشورهای فارسی‌زبان به سمت‌وسویی جداگانه برود و همین امرْ یکپارچگی زبان فارسی را تهدید کند. آمُخته شدن به شکسته‌نویسی به «دوزبان‌گونگی» مطلق در زبان فارسی می‌انجامد و باعث گسست پیوند ما با میراث ادبی و فرهنگی زبان فارسی می‌شود.

روز جهانی زبان مادری

دوم اسفند: روز جهانی زبان پارسی

دکتر حمید احمدی (استاد دانشگاه تهران): سالهاست که جریان‌های قوم‌گرا و کشورها و رسانه‌های بیگانه پشتیبان آنها روز جهانی زبان مادری در ٢١ فوریه (دوم اسفند) را تفسیر به رای کرده و با مصادره آن، به عنوان روز زبانهای محلی و قومی، کارزار شریرانه‌ای علیه زبان فارسی، زبان ملی و مادری، همه ایرانیان به راه انداخته‌اند. دقت عمیق نکردن در فلسفه اعلام این روز از سوی سازمان ملل باعث شده تا برخی این تفسیر را بپذیرند و ناخواسته در کارزار علیه زبان فارسی همراه شوند.

درباره‌ی «زبان مادری» در ایران و آموزش آن

پارسی‌انجمن: این سخنرانی آگاهاننده‌ی «عباس سلیمی آنگیل» بر دو بنیاد استوار است: نخست، بر برساخته بودن «قوم» و «قوم‌گرایی» در ایران پای می‌فشارد و در این‌باره روشنگری می‌کند. دوم، استدلال می‌کند که اگر بر این پایه باشد روزی نهادهای سیاسی در مسئله «آموزش زبان مادری» دخالت کنند باید «شهرمحور» بودن آن را در پیش چشم داشته باشند، وگرنه چنین طرحهایی به نابودی و از میان رفتن سدها زبان و گویش ایرانی آن هم در زمانی کوتاه خواهد انجامید.

مادر بی‌مرگ نیکو پیکرم: سخنی درباره‌ی ارج و جایگاه زبان پارسی

حمیدرضا رضازاده: نام سرایندهٔ سرودهٔ که در زیر می‌آید «نعیم فراشری» است. سخن‌سرای بزرگ آلبانی که در استانبول آموزگار زبان فارسی بوده است. برادر وی، «شمس‌الدین سامی» نمایشنامه‌ای به نام «کاوه» یا «داستان قیام ایرانیان بر ضد ضحاک تازی» نگاشت که به بزه نوشتن آن به طرابلس رانده شد. نغز آنکه هم زبان شور و ادب میهن‌پرستان آلبانی در اروپا و هم زبان ادبی و هنری و دیوانی عثمانیان هر دو فارسی بوده است.

بارگیریِ «نامه‌ی سیرجان»

پارسی‌انجمن: سیرجان شهری دیرینه‌سال است و پیوندگاهِ چهار شهرِ کرمان و یزد و بندرعباس و شیراز. سیرگان نامِ کهنِ سیرجان است و پیش‌تر تختگاهِ استانِ کرمان به شمار می‌رفته است.

هشدار شش سال پیش دکتر جواد طباطبایی: ترکستان‌سازی با استانداردسازی زبانی که چنین نیست

طباطبایی: «زبان ترکی گویش استاندارد ندارد و نمی‌تواند داشته باشند. گویشوارن زبانهای ترکی زبان همدیگر را نمی‌فهمند. ترکیه، ترکمنستان، قرقیزستان و … زبان همدیگر را نمی‌فهمند. برای اینکه زبان فرهنگی نیست. هر کسی برای خودش همان طور که حرف می‌زده است حرف می‌زند. کار مهمی‌ که ترکیه در این میان می‌خواهد انجام دهد این است که ترکی استاندارد درست بکند.»

بارگیریِ «واژه‌های گویشیِ ایرانی در نوشته‌های بیرونی»

پارسی‌انجمن: در سالِ ۱۳۵۳، به فرخندگیِ هزارمین زادروزِ ابوریحانِ بیرونی، دانشمندِ بزرگِ ایرانی، شورای عالیِ فرهنگ و هنر از صادقِ کیا، فرنشینِ فرهنگستانِ ایران، که به گردآوری و بررسیِ گویشها دلبستگی داشت، خواست تا آن چه را که بیرونی در نوشته‌های خود از زبانها و گویشهای ایرانی یاد کرده است در دفتری فراهم آورد.