فرهنگ (واژه‌نامه‌ی) سنگسری

شهربراز

همان گونه که پیشتر هم گفته‌ام و همه می‌دانیم ایران‌زمین از نظر گویشی و زبان، دارای گونه‌گونی و گستردگی جالبی است و گویش‌شناسی یکی از زمینه‌های مهم در زبان‌شناسی ایرانی است به ویژه اکنون که به خاطر گسترش و نفوذ رسانه‌ها و نیز گسترش سوادآموزی، بسیاری از این گویش‌ها زیر نفوذ زبان رسمی می‌آیند و برخی ویژگی‌های اصلی آنان (مانند ویژگی‌های دستوری و واژگانی آنان) با زبان رسمی جایگزین می‌شوند.

امروز به معرفی اثر مهم و بزرگی در زمینه‌ی یکی از گویش‌های ایرانی می‌پردازم به نام «فرهنگ سنگسری»:

sangesari_dictionary

نام کتاب: واژه‌نامه‌ی سنگسری با مقدمه‌ای از دستور آن زبان

(در انگلیسی: A Dictionary of Sangesari with a Grammatical Outline)

نویسنده: چراغ‌علی اعظمی سنگسری و گرنات ویندفوهر (Gernot Windfuhr)

ناشر: انتشارات کتاب جیبی

سال: ۱۳۵۰ خ. / ١٩٧١ م.

صفحه: ٩٠٠

سنگسر در استان سمنان قرار دارد و بسیاری از سنگسری‌ها به کار دامداری مشغول‌اند. از آنجا که در سنگسر جمعیت بهایی قابل توجهی وجود داشته در سال‌های اخیر نام رسمی آن به «مهدی‌شهر» برگردانده شده است؛ اما بیشتر مردم هم چنان آن را به همان نام اصلی می‌خواندند. دو تن از سنگسری‌های نامدار در دوران پیش از انقلاب عبارت‌اند از هژبر یزدانی و پرویز ثابتی.

زبان سنگسری به همراه «سُرخه‌ای» و «لاسگردی» و «اَفتری» و «شَهمیرزادی» گروهی را تشکیل می‌دهد که بیشتر به زبان طبری نزدیک‌اند تا زبان سمنانی.

زنده‌یاد دکتر چراغ‌علی اعظمی سنگسری، کار گردآوری این واژه‌نامه را در تاریخ ٢٨ آبان ١٣٣٣ خ. / ١٩ نوامبر ۱۹۵۴ م. آغاز کرد. وی نزدیک ١٧ سال روی این واژه‌نامه کار کرد و دستاورد وی واژه‌نامه‌ای بود با ١٨١ صفحه در دو بخش: بخش نخست در ٩٣ صفحه شامل: ۵ صفحه پیشگفتار، ١٠ صفحه درباره‌ی صرف فعل‌ها در سنگسری؛ باقی صفحه‌های بخش نخست و تمام بخش دوم شامل واژه‌ها بود. در هر صفحه ۶۰ درآیه بود و در کل ١٠ هزار درآیه یا سرواژه گرد آورده شده بود. در سال ۱۳۴۰ خ. آقای دکتر اعظمی با گرنات ویندفوهر آشنا شد که در آن دوران از طرف دانشگاه هامبورگ آلمان در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بود. ویندفوهر موضوع پایان‌نامه‌ی دکتری خود را «فعل‌های زبان سنگسری» برگزید. در آبان ماه ۱۳۴۷ خ. / نوامبر ۱۹۵۸ م. در راستای جشن بزرگداشت دوهزار و پانصدمین سالگرد شاهنشاهی ایران، چاپ-پخش این واژه‌نامه‌ی سنگسری هم بخشی از برنامه بود. این کار به دکتر ویندفوهر واگذار شد که در آن زمان دیگر استاد دانشگاه میشیگان امریکا شده بود. ویندفوهر کار فراهم آوردن این واژه‌نامه را در شکل کنونی را به همراهی آقای اعظمی به دوش گرفت.

فهرست گنجانده‌های فرهنگ سنگسری چنین است:

– پیشگفتار

– جایگاه سنگسری در گویش‌شناسی ایرانی

– درباره‌ی سنگسر و مردمان آن

– خانواده‌ی اعظمی

– تاریخچه‌ی فرهنگ سنگسری

– دستور زبان سنگسری

– فرهنگ سنگسری شامل پنج بخش

– سنگسری به پارسی و انگلیسی

– پارسی به سنگسری

– انگلیسی به سنگسری

– فرهنگ موضوعی

– مَثل‌ها و اصطلاح‌ها

بخش‌بندی صفحه‌های کتاب چنین است:

– پیشگفتار و دستو زبان: ٢٢٠ صفحه

– بخش سنگسری به پارسی و انگلیسی: ۳۴۵ صفحه

– بخش پارسی به سنگسری: ۶۵ صفحه

– بخشی انگلیسی به سنگسری: ٧۵ صفحه

– فرهنگ موضوعی: ١٠٠ صفحه

این کتاب شاید نخستین کتاب در ایران باشد که با کمک رایانگر (کامپیوتر) چاپ شده است. از آنجا که از رایانگر دانشگاه میشیگان برای حروف‌چینی و چاپ این کتاب استفاده شده است و در آن زمان هنوز رایانگرها حرف‌های فارسی نداشتند، برخلاف میل هر دو نویسنده، واژه‌های فارسی هم با خط انگلیسی نوشته شده‌اند.

شجاع‌الدین شفا در یادداشتی که در آغاز کتاب آمده است چنین می‌نویسد:

کتاب «واژه‌نامه‌ی سنگسری» که امروز منتشر می‌شود یکی از ارزنده‌ترین آثار علمی و تحقیقی است که تا کنون در رشته‌ی زبان‌شناسی تدوین شده است. جای تعجب نیست اگر گردآوری این مجموعه 18 سال تمام به طول انجامیده باشد …

در دوران کنونی پژوهش‌های علمی و تحقیقی در ایران، انتشار این اثر را می‌باید تا حد زیادی سرآغاز فصل تازه‌ای در مطالعات مربوط به لهجه‌شناسی و زبان‌شناسی ایرانی – که با توجه به تحولات اجتماعی عصر حاضر و امکان از میان رفتن بسیاری از این لهجه‌ها اهمیت خاص دارد – به شمار آورد.

شاید به خاطر حجم بزرگ کتاب، در آن زمان تنها ۵۰۰ نسخه بیشتر از آن چاپ نشد و به گمانم پس از آن تاریخ نیز دیگر این کتاب بازچاپ نشده است.

جستارهای وابسته

  • واژه‌شناسی: جهنم و دوزخواژه‌شناسی: جهنم و دوزخ شهربراز- در زبان پارسی برای واژه‌ی عربی «جهنم»، برابرِ «دوزخ» به کار می‌رود؛ اما از نگرِ باوری، این دو واژه بسیار از هم دورند. از این رو نخست به ریشه‌شناسی آن دو می‌پردازم و سپس به برخی باورهای در پیوند با آنها اشاره […]
  • بارگیریِ «خطِ میخیِ فارسیِ باستانِ» قریببارگیریِ «خطِ میخیِ فارسیِ باستانِ» قریب پارسی‌انجمن: زبانِ پارسه (پارسیِ باستان) زبانِ یادمانهای بر جایِ مانده از شاهنشاهانِ هخامنشی است. بیشترِ این یادمانها به دبیره‌ی میخی‌اند که بر کوهها، دیوارِ پلکانها و ستونِ کاخها، پوششِ سنگیِ تندیسها، مُهرها، آوندهای زرین و سیمین و دیگر چیزها کنده شده‌اند. نوشته‌های پارسه بی‌گمان بر پوست و لوخ(پاپیروس) و پارچه و استخوان و چوب هم بوده […]
  • چاپِ «بنیادهای دستورِ زبان و ادبِ پارسی و جمله‌سازی» به ترکیِ استانبولیچاپِ «بنیادهای دستورِ زبان و ادبِ پارسی و جمله‌سازی» به ترکیِ استانبولی پارسی‌انجمن: زبانِ پارسی درایشی(نفوذی) بسیار در زبانِ ترکی، به ویژه ترکیِ عثمانی، داشته است، تا آن جا که اندریافتِ تاریخِ این زبانِ بی دانستنِ پارسی کاری است کم‌وبیش نشدنی. از سویی دیگر، زبانِ پارسی، سالهایی بی‌شمار، زبانِ مردمانِ کوچه‌وبازار، دیوانیان، دانشمندان، سررشته‌داران و ... در آناتولی بوده و اندریافتِ تاریخِ این مردمان و آن چه […]
  • واژه‌های پارسی در عربیواژه‌های پارسی در عربی یکی از کتاب‌های گرانسنگ درباره شناسایی واژه‌های پارسی در عربی، کتاب «الالفاظ الفارسیه المعرب» (بیروت، ۱۹۰۸ م ) نوشته «السید ادی شیر اثوری» (۱۸۶۷ – ۱۹۱۵ میلادی) زبان‌شناس و کارشناس زبان و فرهنگ سریانی است. ادی شیر، اسقف کلیسای کاتولیک کلدانی و زاده شهر کرکوک بود. او در این کتاب همراه با شناساندن واژه‌های پارسی که به زبان عربی راه […]
  • جشنِ نوروز، یادگارِ خسروان، خجسته باد!جشنِ نوروز، یادگارِ خسروان، خجسته باد! جشنِ «نوروز» در نخستین روزِ بهار از باشکوه‌ترین و برجسته‌ترین یادگارهای ایرانشهریان است که سالهایی فراوان را پشتِ سر نهاده و یکی از کهن‌ترین جشنهای جهان به شمار می‌رود.
  • زبان پارسی‌نو: شکوفایی، آمیختگی و پالایشزبان پارسی‌نو: شکوفایی، آمیختگی و پالایش سامان حسنی: زبان پارسی، با ریشه در زبان اوستایی، دارای پیشینۀ درازآهنگ سه‌هزاروچندسدساله می‌باشد و سه دوران را پشتِ‌سر گذاشته‌است: پارسی‌باستان، پارسی‌میانه و پارسی‌نو. در این جستار به زبان پارسی‌نو می‌پردازیم و راهِ پُرفرازونشیبش، از شکوفایی تا زمین‌گیرشدنش زیرِ بارِ واژه‌های بیگانه، و خیزش دوباره‌اش را […]
4+

3 دیدگاه فرستاده شده است.

  1. با توجه به نایابی کتاب اگر بصورت PDF در دسترس علاقه مندان قرار میگرفت خیلی خوب میشد.

    12+

دیدگاهی بنویسید.


*