بارگیریِ «گویشهای پیرامونِ کاشان و محلات»

مجیدی، محمدرضا (۱۳۵۴)؛ گویشهای پیرامونِ کاشان و محلات؛ بنیادِ شاهنشاهیِ فرهنگستانهای ایران؛ فرهنگستانِ زبانِ ایران؛ شماره‌ی ۱۲.

پارسی‌انجمن: یکی از خویشکاریهای فرهنگستانِ زبانهای ایران نمونه‌برداریِ همه‌سویه از گویشهای ایرانی بود. در این راستا کوشش شد تا از شماره‌ی گویشهای ایرانی، شماره‌ی سخنگویانِ هر یک از این گویشها، سرزمین و پراکندگیِ هر یک از گویشهای ایرانی و ویژگیهای بنیادیِ هر یک از آنها آگاهیهایی درخور گردآوری و نوشته شود. در این برنامه بود که این نبیگ (گویشهای پیرامونِ کاشان و محلات) سامان یافت و بررسی گویشهای افتری، اورامانی یا اورامی، گویشِ بهدینانِ یزد، سمنانی، شوشتری، شهسواری، کردیِ سنندج، کردیِ مهاباد، کرمانشاهی، گیلانی، مازندرانی، گویشهای جهودانِ سپاهان و بروجرد و همدان و … هم به انجام رسید. این برنامه با پیروزیِ انقلاب نابونده(ناکامل) ماند و پس از آن نیز دیگر دنبال نشد.

محمدرضا مجیدی در پیشگفتار گویشهای پیرامونِ کاشان و محلات نوشته است: «منظور از بررسی نخست ضبط و ثبتِ گویشهای رو به فراموشی نهاده‌ی نراق و محلات و پس از آن برآوردِ شماره‌ی گویشهای زنده و نمونه‌برداری از آنها در منطقه‌ای بوده است که از شمال به قم، از خاور به تفرش و اراک و خمین، از جنوب به اصفهان و گلپایگان، و از باختر به کاشان محدود می‌گردد. گویشهایی که در این بخش بدانها سخن گفته می‌شود، در همه جا راجی یا رایجی نامیده می‌شود. … گویشِ راجی و نیز گویشهای مرکزیِ ایران دنباله‌ی زبانِ مادی است. واژه‌ی راجی نیز از raga پایتختِ مادِ باستان است و سرزمینِ گویشهای مرکزیِ ایران نیز برابر با سرزمینِ دولتِ ماد باستان است.»

فهرستِ گویشهای پیرامونِ کاشان و محلات چنین است:

پیشگفتار

نشانه‌های آوانویسی

بخش نخست

سرزمین و گویشوران

ویژگیهای سرزمین

شهرستانِ محلات

کهکِ قم

بخشِ قمصرِ کاشان

بخشِ دوم

گویشهای پیرامونِ کاشان و محلات و کهکِ قم

الف: گویشِ راجی

گویشِ فراموش‌شده‌ی نراق و محلات

گونه‌های گویشِ راجی

ب: گویشهای لری و لکی

کتابشناسی

نقشه

گویشهای پیرامونِ کاشان و محلات را از «این جای» بارگیرید.

—————————————————

دیگر نِبیگهای «پارسی‌انجمن»

پارسیِ سره

ابوالفضل بیهقی (۲۵۳۵)؛ چند سخن که دبیران در قلم آرند؛ ویراسته‌ی صادق کیا (مهر)؛ تهران. بارگیری از «اینجا».

پرتو، ابوالقاسم (۱۳۷۷)؛ واژه‌یاب (فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه)؛ سه دفتر؛ چاپ دوم. بارگیری از «اینجا».

جلالی، تهمورس (۱۳۵۴)؛ فرهنگ پایه (واژه‌های پارسی و بیگانه زبانزد در فارسی کنونی به پارسی سره)؛ کتابخانه‌ی ابن سینا؛ چاپ نخست. بارگیری از «اینجا» (۱۳ مگابایت).

حسابی، محمود (۱۳۶۸)؛ وندها و گهواژه‌های فارسی؛ سازمانِ انتشاراتِ جاویدان. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

حسابی، محمود (۱۳۷۲)؛ فرهنگِ حسابی (فرهنگِ واژگانِ انگلیسی به پارسیِ سره)؛ وزارتِ فرهنگ و دانشگاهِ صنعتیِ امیرکبیرِ تفرش. بارگیری از «اینجا» (۱۳ مگابایت).

حکمت، علی‌اصغر (۱۳۳۰)؛ پارسیِ نغز؛ تهران: ویژه‌یِ انجمنِ ایرانیِ سازمانِ فرهنگیِ یونسکو. بارگیری از «اینجا» (۷ مگابایت).

شاملو، محسن (۱۳۵۴)؛ واژه‌های فارسی؛ تهران: پدیده. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

فدایی اسپهانی، میرزا نصرالله خان (۱۳۷۴)؛ فرهنگ فدایی (برخی واژگان سره‌ی پارسی)؛ به کوشش حسن مرسلوند؛ الهام. بارگیری از «اینجا» (۲۴ مگابایت).

فروزانفر، بدیع‌الزمان (۱۳۱۹)؛ فرهنگِ تازی به پارسی (بخشِ نخست از الف تا ر)؛ فرهنگستانِ ایران. بارگیری از «اینجا».

فرهنگستان ایران (۱۳۱۹)؛ واژه‌های نو (از خردادماه ۱۳۱۴ تا اسفندماه ۱۳۱۹)؛ تهران: دبیرخانه فرهنگستان. بارگیری از «اینجا» (۵ مگابایت).

فرهنگستان زبان پارسی (۱۳۹۰)؛ واژه‌نامه پارسی سره. بارگیری از «اینجا» (۲ مگابایت).

فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ بارگیری پنج دفتر از واژه‌های فرهنگستان. بارگیری از «اینجا».

کسروی، احمد؛ واژه‌نامه‌ی زبان پاک. بارگیری از «اینجا».

کیانوش، حسن (۱۳۸۱)؛ واژه‌های برابر فرهنگستان ایران؛ تهران: سروش. بارگیری از «اینجا» (۱۶ مگابایت).

لوایی، محمدعلی (۱۳۱۹)؛ آرایش و پیرایشِ زبان؛ فرهنگستان. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

نوشین، عبدالحسین؛ واژه‌نامک (فرهنگِ واژه‌های دشوارِ شاهنامه). بارگیری از «اینجا» (۶ مگابایت).

نویسندگان پارسی‌انجمن (۱۳۹۵)؛ نام‌های ایرانشهری؛ ویراستاران دانشی: علیرضا حیدری و فرشید ابراهیمی؛ پارسی‌انجمن. بارگیری از «اینجا».

وحیدی، حسین (۱۳۷۵)؛ واژگان اقتصادی (انگلیسی-عربی-فارسی)؛ انتشارات تهران با همکاری ماهنامه‌ی چیستا؛ چاپ نخست. بارگیری از «اینجا» (۵ مگابایت).

هاجری، ضیاالدین (۱۳۸۶)؛ فرهنگ بیست هزار؛ به‌آفرین. بارگیری از «اینجا» (۲۴ مگابایت).

فرهنگ

اسدی توسی (۱۳۱۹)؛ لغت فُرس؛ پیرایشِ عباس اقبال؛ با سرمایۀ عبدالرحیم خلخالی؛ تهران: چاپخانۀ مجلس. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

افنان، سهیل محسن (۱۹۶۹)؛ واژه‌نامه‌ی فلسفی (ف‍ارس‍ی‌، ع‍رب‍ی‌، ان‍گ‍ل‍ی‍س‍ی‌، ف‍ران‍س‍ه‌، پ‍ه‍ل‍وی‌، ی‍ون‍ان‍ی‌ و لات‍ی‍ن‌)؛ بیروت: دارالمشرق. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

اوحدی بلیانی، تقی‌الدین (۱۳۶۴)؛ سرمه‌ی سلیمانی؛ پیرایش و گزارش محمود مدبری؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهی. بارگیری از «اینجا» (۷ مگابایت).

انجو شیرازی، میرجمال‌الدین حسین (۱۳۵۱)؛ فرهنگِ جهانگیری؛ ویراسته‌ی رحیم عفیفی؛ دانشگاهِ مشهد.
بارگیری از «اینجا».

برهان، محمدحسین‌بن‌خَلَف تبریزی (۱۳۴۲)؛ برهان قاطع (پنج پوشینه)؛ محمد معین؛ کتابفروشی ابن‌سینا. بارگیری از «اینجا».

بریجانیان، ماری و رییسی، طیبه‌بیگم (۱۳۷۳)؛ فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی؛ تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. بارگیری از «اینجا» (۸ مگابایت).

جلالی نائینی، محمدرضا (۱۳۷۵ و ۱۳۸۴)؛ فرهنگِ سنسکریت ـ  فارسی؛ دو پوشینه؛ تهران: پژوهشگاه. بارگیری از «اینجا».

حسین، محمد بشیر؛ فهرست فعلهای فارسی با معنای آنها. بارگیری از «اینجا» (۵ مگابایت).

حسینی مدنی تتوی، عبدالرشید پور عبدالغفور (۱۳۳۷)؛ فرهنگ رشیدی به همراه معربات؛ دو پوشینه؛ پژوهش و ویراستاری محمد محمدلوی عباسی؛ تهران: کتابفروشی بارانی. بارگیری از «اینجا».

خانلری (کیا)، زهرا (۱۳۴۸)؛ فرهنگ ادبیات فارسی؛ بنیاد فرهنگ ایران. بارگیری از «اینجا» (در ۸.۴ مگابایت و ۵۸۰ رویه).

دهخدا و همکاران (۱۳۷۷)؛ لغت‌نامه؛ دانشگاهِ تهران؛ چاپِ دومِ رایانه‌ای. بارگیری از «اینجا».

شعبه تألیف فرهنگهای فارسی بنیاد فرهنگ ایران (۱۳۵۷)؛ فرهنگ تاریخی زبان فارسی (بخش نخست آ – ب)؛ بنیاد فرهنگ ایران. بارگیری از «اینجا» (۲۰ مگابایت).

سُرورى، محمدقاسم‌ بن‌ حاجى‌محمد کاشانی (۴۱-۱۳۳۸)؛ فرهنگِ مَجمَعُ‌الفُرس؛ به کوششِ محمد دبیرسیاقی؛ سه پوشینه؛ چاپِ نخست؛ تهران: علمی. بارگیری از «اینجا» (۲۰ مگابایت).

شریک امین، شمیس (۱۳۵۷)؛ فرهنگ اصطلاحات دیوانی دوران مغول؛ تهران: فرهنگستان ادب و هنر ایران. بارگیری از «اینجا» (۲ مگابایت).

عمید، حسن (۱۳۸۹)؛ فرهنگ فارسی عمید. بارگیری از «اینجا» (۶ مگابایت).

قواس، فخرالدین مبارکشاه (۱۳۵۳)؛ فرهنگ قواس؛ به کوشش نذیر احمد؛ تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب. بارگیری از «اینجا» (۶ مگابایت).

کانگا، دستور کاووس‌جی (۱۳۶۹)؛ فرهنگ واژه‌های اوستا؛ گردانشِ احسان بهرامی؛ نشر بلخ. بارگیری از «اینجا».

کیا، صادق (۱۳۴۹)؛ فرهنگ؛ تهران: وزارت فرهنگ و هنر. بارگیری از «اینجا» (۲ مگابایت).

مصاحب، غلامحسین و … (۱۳۸۱)؛ دایره‌المعارف فارسی؛ کتاب‌های جیبی. بارگیری از «اینجا» (۲۳ ذفتر).

معین، محمد (۱۳۸۶)؛ فرهنگ فارسی؛ دو پوشینه؛ اَدِنا. بارگیری از «اینجا».

نخجوانی، محمد پور هندوشاه (۲۵۳۵)؛ صحاح‌الفرس؛ به کوشش عبدالعلی طاعتی؛ تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب؛ چاپ دوم. بارگیری از «اینجا» (در ۸ مگابایت).

نفیسی، علی‌اکبر (۱۳۵۵)؛ فرهنگِ نفیسی؛ پنج پوشینه؛ تهران: کتابفروشیِ خیام. بارگیری از «اینجا».

Wolf, Fritz (۱۹۳۵); Glossar zu Firdosis Schahname. ‘Download here

ریشه‌شناسی

آریان‌پور کاشانی، منوچهر (۱۳۸۴)؛ فرهنگ ریشه‌های هندواروپایی زبان فارسی؛ اصفهان: جهاد دانشگاهی. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

مقدم، محمد (۱۳۴۲)؛ راهنمای ریشه‌ی فعل‌های ایرانی (در زبان اوستا و فارسی باستان و فارسی کنونی)؛ علمی. بارگیری از «اینجا» (در ۵.۲ مگابایت).

مینورسکی، ولادیمیر (۱۳۷۹)؛‌ نامهای جغرافیایی و ریشه‌های تاریخیِ آنها در آتروپاتن (ماد)؛ گردانشِ رقیه بهزادی؛ پژوهنده. از «اینجا».

نورایی، علی (۲۰۱۳)؛ فرهنگ ریشه‌‌ی واژگان فارسی. بارگیری از «اینجا» (در ۲۲ مگابایت و ۸۸۴ رویه).

هرن، پاول و هوبشمان هاینریش (۲۵۳۶)؛ اساسِ اشتقاقِ فارسی؛ گردانشِ جلال خالقی مطلق؛ پوشینه‌ی نخست (آـ‌خ)؛ بنیادِ فرهنگِ ایران. بارگیری از «اینجا» (در ۱۱ مگابایت).

BARTHOLOMAE, CHRISTIAN (۱۹۰۴); ALTIRANISCHES WORTERBUCH; STRASSBURG.  ‘Download here

Cheung, Johnny (۲۰۰۷); Etymological Dictionary of the Iranian Verb; Leiden. ‘Download here

Justi, Ferdinand (۱۸۹۵); Iranisches Namenbuch; Marburg. ‘Download here

تاریخِ زبانِ پارسی

ابوالقاسمی، محسن (۱۳۷۳)؛ تاریخِ زبانِ فارسی؛ تهران: سمت. بارگیری از «اینجا».

اورمر، خلیل‌اله (۱۳۹۰)؛ زبانِ دری، فارسیِ میانه و فارسیِ باستان؛ کابل: آریانا. بارگیری از «اینجا».

بهار، محمدتقی (۲۵۳۵)؛ سبک‌شناسی؛ چاپ چهارم؛ سه پوشینه؛ تهران: امیرکبیر. بارگیری از «اینجا».

تویسرکانی، قاسم (۱۳۵۰)؛ تاریخی از زبان تازی در میان ایرانیان پس از اسلام (از آغاز فرمانروایی تازیان تا برافتادن خلافت عباسیان)؛ تهران: دانشسرای عالی. بارگیری از «اینجا».

گل‌گلاب، حسین و کیا، صادق (۲۵۳۷)؛ فرهنگستان ایران و فرهنگستان زبان ایران؛ انتشارات فرهنگستان زبان ایران، شماره‌ی ۱۹. بارگیری از «اینجا».

مسکوب، شاهرخ (۱۳۸۵)؛ هویت ایرانی و زبان فارسی؛ فرزان روز؛ چاپ سوم. بارگیری از «اینجا».

ناتل خانلری، پرویز (۱۳۶۵)؛ تاریخ زبان فارسی؛ سه پوشینه. بارگیری از «اینجا».

لوائی، محمدعلی (۱۳۱۶)؛ توانایی زبان پارسی؛ تهران: چاپخانه‌ی مجلس شورای ملی. بارگیری از «اینجا».

مایل هروی، نجیب (۱۳۷۱)؛ تاریخ و زبان در افغانستان (عللِ تشتتِ فرهنگی و اجتماعی)؛ چاپِ دوم؛ تهران: موقوفاتِ دکتر محمود افشار یزدی. بارگیری از «اینجا».

مسلمانیان قبادیانی، رحیم (۱۳۷۶)؛ زبان و ادبِ فارسی در فرارود؛ تهران: وزارت امور خارجه. بارگیری از «اینجا».

هدایت، صادق؛ «درباره‌ی ایران و زبان پارسی»؛ ماهنامه‌ی سخن. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

دستورِ زبانِ پارسی

باطنی، محمدرضا (۱۳۴۸)؛ توصیف ساختمان دستورزبان فارسی (بر بنیاد یک نظریه‌ی عمومی زبان)؛ امیرکبیر. بارگیری از «اینجا» (۶.۶ مگابایت).

پژوه، محمد (۱۳۴۶)؛ شالوده نحو زبان فارسی؛ چاپ نخست؛ تهران: شرکت کانون کتاب. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

خیامپور، عبدالرسول (۱۳۴۴)؛ دستور زبان فارسی؛ چاپ پنجم؛ تبریز. بارگیری از «اینجا» (۳ مگابایت).

شفیعی، محمود (۱۳۷۷)؛ شاهنامه و دستور یا دستور زبان فارسی برپایه‌ی شاهنامه‌ی فردوسی و سنجش با سخن گویندگان و نویسندگان پیشین؛ چاپ دوم؛ دانشگاه تهران. از «اینجا» (۹ مگابایت).

قریب، عبدالعظیم؛ بهار، ملک‌الشعرای؛ فروزانفر، بدیع‌الزمان؛ همایی، جلال و یاسمی، رشید (۱۳۶۶)؛‌ دستورِ زبانِ فارسی (پنج استاد)؛ به کوششِ امیر اشرف‌الکتابی؛‌ سازمانِ انتشاراتِ اشرفی. از «اینجا» (۳ مگابایت).

لوائی، محمدعلی (۱۳۱۶)؛ وندهای پارسی؛ تهران: چاپخانه‌ی مجلس شورای ملی. از «اینجا» (۴ مگابایت).

معین، محمد (۱۳۳۷) مفرد و جمع و معرفه و نکره (طرح دستور زبان فارسی – ۵)؛ دانشگاه تهران. بارگیری از «اینجا» (۱۱ مگابایت).

مشکور، محمدجواد (۱۳۵۰)؛ دستورنامه در صرف و نحو زبان پارسی؛ تهران؛ شرق؛ چاپ هفتم؛ ۳۸۷ رویه. بارگیری از «اینجا» (۳ مگابایت).

ناتل‌خانلری، پرویز (۲۵۳۵)؛ دستور زبان فارسی؛ نشر بابک. بارگیری از «اینجا» (۳ مگابایت).

نشاط، محمود (۱۳۶۸)؛ شمار و مقدار در زبان فارسی (شامل نکات دستوری و علمی عدد و برخی کاربردهای آن)؛ تهران: امیرکبیر. بارگیری از «اینجا» (۱۳ مگابایت).

نگهت سعیدی، محمد نسیم (۱۳۹۲)؛ دستور معاصر زبان دری؛ چاپ دوم؛ کابل: نشر امیری. بارگیری از «اینجا» (۹ مگابایت).

همایونفرخ، عبدالرحیم (۱۳۶۴)؛ دستور جامع زبان فارسی؛ به کوشش رکن‌الدین همایونفرخ؛ علمی.بارگیری از «اینجا» (۱۷ مگابایت).

Hafezian, Mohsen (۲۰۰۹); Persian Verbs, morphology and conjugations; Canada: Multissage. ‘Download here

آواشناسی

نوابی، ماهیار؛ آواشناسیِ زبانِ پارسی. بارگیری از «اینجا» (کمتر از ۱ مگابایت).

وحیدیانِ کامیار، تقی (۱۳۷۹)؛ نوایِ گفتار در فارسی؛ دانشگاهِ فردوسیِ مشهد. بارگیری از «اینجا» (۲ مگابایت).

دبیره‌

بهروز، ذبیح (۱۳۶۳)؛ خط و فرهنگ؛ چاپ دوم؛ فروهر. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

صادقی، علی‌اشرف و زندی مقدم، زهرا (۱۳۹۴)؛ فرهنگ املایی خط فارسی؛ تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ چاپ هفتم. بارگیری از «اینجا» (۳ مگابایت).

فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ دستور خطّ فارسى. بارگیری از «اینجا» (کمتر از یک مگابایت).

قریب، بدرالزمان (۱۳۸۶)؛ خطِ میخیِ فارسیِ باستان: اقتباس یا ابتکار، میراثی از کوروش یا داریوش؛ تهران: فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی و بنیادِ ایرانشناسی. بارگیری از «اینجا».

کمیسیونِ تطبیقِ قانونِ زبانِ جمهوریِ تاجیکستان (۱۳۸۸)؛ دستورِ خطِ فارسیِ تاجیکی؛ تهران: فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی. بارگیری از «اینجا».

پارسی در دیگر زبانها

آذران، حسین (۱۳۸۲)؛ واژه‎های ایرانی در زبان سوئدی؛ نشر بلخ؛ ۲۲۸ رویه. بارگیری از «اینجا» (کمتر از ۲ مگابایت).

الشیر، السیّد ادّی (۱۳۸۶)؛ واژه‌های فارسیِ عربی‌شده، برگردان حمید طبیبیان؛ امیرکبیر. از «اینجا» (اندکی بیش از ۵ مگابایت).

امام‌شوشتری، محمدعلی (۱۳۴۷)؛ فرهنگ واژه‌های فارسی در زبان عربی؛ تهران: انجمن آثار ملی. بارگیری از «اینجا» (۱۶ مگابایت).

ایوازیان، ماریا (۱۳۷۱)؛ وامواژه‌های ایرانی میانه غربی در زبان ارمنی؛ تهران: مطالعات و تحقیقات فرهنگی. بارگیری از «اینجا» (۱۶ مگابایت).

ریاحی خویی، محمدامین (۱۳۶۹)؛ زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی؛ پاژنگ؛ چاپ نخست. از «اینجا» (کمتر از ۵ مگابایت).

سجادیه، محمدعلی (۱۳۶۴)؛ واژه‌های ایرانی در زبان انگلیسی؛ بنیاد نیشابور. از «اینجا» (کمتر از ۴ مگابایت).

مشکور، محمدجواد (۲۵۳۷)؛ فرهنگِ تطبیقیِ عربی با زبانهای سامی و ایرانی (المعجم المقارن بین العربیه و الفارسیه و اللغات السامیه)؛ دو پوشینه؛ تهران: بنیادِ فرهنگِ ایران. از «اینجا».

هدایت، شهرام (۲۵۳۶)؛ واژه‌های ایرانی در نوشته‌های باستانی (عبری ـ آرامی  ـ کلدانی)؛ دانشگاه تهران. از «اینجا» (کمتر از ۱ مگابایت).

گویشهای پارسی و زبانهای ایرانی

آل‌احمد، جلال (۱۳۷۰)؛ تات‌نشینهایِ بلوکِ زهرا؛ چاپِ پنجم؛ تهران: امیرکبیر. بارگیری از «اینجا» (زیر ۳ مگابایت).

انصاف‌پور، غلامرضا (۱۳۷۷)؛ تاریخِ تبار و زبانِ مردمِ آذربایجان؛ فکرِ روز. بارگیری از «اینجا».

بارتولومه، کریستیان (۱۳۸۴)؛ تاریخچه‌ی واجهای ایرانی؛ گردانش و گزارش دکتر واهه دومانیان؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. بارگیری از «اینجا» (زیر ۳ مگابایت).

پهلوان، چنگیز (۱۳۹۲)؛ خودآموز کردی کرمانجی (مجموعه‌ی زبان‌های حوزه‌ی تمدن ایرانی). بارگیری از «اینجا» (زیر ۱ مگابایت).

پهلوان، چنگیز (۱۳۹۲)؛ خودآموز کردی سورانی (مجموعه‌ی زبان‌های حوزه‌ی تمدن ایرانی)؛ نشر فراز. بارگیری از «اینجا» (زیر ۱ مگابایت).

پهلوان، چنگیز (۱۳۹۵)؛ یادداشتهای زبانِ زازا/ دِملی؛ دفترِ نخست؛ مجموعه‌ی زبانهای حوزه‌ی تمدنِ ایرانی ۳. بارگیری از «اینجا».

جوادی، عباس (۱۳۹۷)؛ تحولِ زبانِ آذربایجان در گذرِ زمان (پاسخ به صد پرسش درباره‌ی تحولِ زبانِ مردمِ آذربایجان در بسترِ تاریخ و فرهنگِ ایران و منطقه)؛ به کوششِ حمید آستانه؛ نشرِ نبشت. بارگیری از «اینجا» (۲ مگابایت).

دیهیم، گیتی (۱۳۸۴)؛‌ بررسیِ خرده‌گویشهای منطقه‌ی قصران به انضمامِ واژه‌نامه‌ی قصرانی؛ فرهنگستانِ زبان و ادبِ فارسی. بارگیری از «اینجا».

رجایی بخارایی، احمدعلی (۱۳۷۵)؛ لهجه بخارایی؛ دانشگاه فردوسی مشهد؛ چاپ دوم.  بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

رضائی، جمال (۱۳۷۳)؛ واژه‌نامه‌ی گویش بیرجند؛ تهران: روزبهان. از «اینجا».

رضائی باغ‌بیدی، حسن (۱۳۸۱)؛ دستور زبان پارتی (پهلوی اشکانی)؛ تهران: نشر آثار فرهنگستان زبان و ادب فارسی. بارگیری از «اینجا» (زیر ۲ مگابایت).

رضی، هاشم (۱۳۶۷)؛ فارسی باستان (دستور، گزیده‌ای از کتیبه‌ها، واژه‌نامه)؛ تهران: فروهر. بارگیری از «اینجا» (۶ مگابایت).

روحی انارجانی (۱۳۵۲)؛‌ گویشِ آذری (متن و ترجمه و واژه‌نامه‌ی رساله‌ی روحی انارجانی)؛ پژوهشی از رحیم رضازاده‌ی ملک؛ انتشاراتِ انجمنِ فرهنگِ ایرانِ باستان. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

ستوده، منوچهر (۱۳۳۵)؛ فرهنگِ کرمانی؛ انتشاراتِ فرهنگِ ایران‌زمین؛ تهران: ۱۳۳۵. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

سروش‌سروشیان، جمشید (۱۳۳۵)؛ فرهنگِ بهدینان؛ با پیشگفتارِ استاد ابراهیم پورداود؛ به کوششِ منوچهر ستوده؛ تهران: فرهنگ ایران‌زمین. بارگیری از «اینجا» (۶ مگابایت).

شعار، محمدرضا (۱۳۴۶)؛ بحثی در زبانِ آذربایجان؛ تبریز: کتابفروشیِ مهر. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

شعار، محمدرضا (۱۳۷۸)؛ فرهنگِ واژه‌های کهن در زبانِ امروزِ آذربایجان؛ بنیادِ نیشابور.
بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

صفا، ذبیح‌الله (۲۵۳۵)؛ آموزش فرهنگ میهنی: سیری در تاریخ زبانها و ادب ایرانی؛ تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، مرکز مطالعات و هماهنگی فرهنگی. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

عبدلی، علی (۱۳۶۳)؛ فرهنگِ تاتی و تالشی؛ بندرِ انزلی: دهخدا. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۱۳۹۱)؛ راهنمای گردآوری گویش‌ها برای گنجینه‌ی گویش‌های ایرانی؛ تهران. بارگیری از «اینجا» (زیر ۱ مگابایت).

کاتبی، حسینقلی (۱۳۶۹)؛ زبانهای باستانیِ آذربایجان؛ پاژنگ. بارگیری از «اینجا».

کارنگ، عبدالعلی (۱۳۳۳)؛ تاتی و هرزنی: دو لهجه از زبانِ باستانیِ آذربایجان؛ تبریز: واعظ‌‌‌پور. بارگیری از «اینجا».

کانگا، دستور کاووس‌جی (۱۳۶۹)؛ فرهنگ واژه‌های اوستا؛ گردانشِ احسان بهرامی؛ نشر بلخ. بارگیری از «اینجا».

کسروی تبریزی، احمد (۱۳۲۵)؛ آذری یا زبان باستان آذربایجان. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

کیا، صادق (۱۳۲۷)؛ واژه‌نامه‌ی طبری؛ ایران‌کوده؛ دانشگاهِ تهران. بارگیری از «اینجا» (۱۱ مگابایت).

کیا، صادق (۱۳۳۰)؛‌ واژه‌نامه‌یِ گرگانی؛ تهران: دانشگاهِ تهران. بارگیری از «اینجا» (۱۱۰ مگابایت).

کیا، صادق (۱۳۵۴)؛ آذریگان (آگاهیهایی درباره‌ی گویشِ آذری)؛ اندیشه‌ی نیک؛ شماره‌ی ۲. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

مجیدی، محمدرضا (۱۳۵۴)؛ گویشهای پیرامونِ کاشان و محلات؛ بنیادِ شاهنشاهیِ فرهنگستانهای ایران؛ فرهنگستانِ زبانِ ایران؛ شماره‌ی ۱۲. بارگیری از «اینجا».

مغدم، م. (۱۳۱۸ یزدگردی)؛ گویشهایِ وفس و آشتیان و تفرش؛ ایران‌کوده ۱۱؛ تهران: انجمنِ ایرانویج. بارگیری از «اینجا» (۱ مگابایت).

نارمن شارپ، رَلف (۱۳۴۹)؛ فرمانهایِ شاهنشاهیِ هخامنشی؛ شیراز. بارگیری از «اینجا» (۱۲ مگابایت).

ناطق، ناصح (۱۳۵۸)؛ زبان آذربایجان و وحدت ملی ایران؛ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

Windfuhr, Gernot (۲۰۰۹); The Iranian Languages; Routledge. ‘Download here

زبانِ پارسیگ (پهلوی)

بهار، مهرداد (۱۳۴۵)؛ واژه‌نامه‌ی بندهش؛ بنیاد فرهنگ ایران. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

تفضلی، احمد (۱۳۴۸)؛ واژه‌نامه‌ی مینوی خرد؛ بنیاد فرهنگ ایران. بارگیری از «اینجا» (۷ مگابایت).

جنیدی، فریدون (۱۳۶۰)؛ نامه پهلوانی (خودآموز خط و زبان پهلوی اشکانی، ساسانی)؛ نشر بلخ. بارگیری از «اینجا» (۱۰ مگابایت).

راستارگویوا (۱۳۷۹)؛ دستورزبانِ فارسیِ میانه؛ ولی‌اله شادان؛ تهران: انجمنِ آثار و مفاخرِ فرهنگی. بارگیری از «اینجا».

فرهنگستان زبان پارسی (۱۳۹۱)؛ واژه‌نامه کوچک پارسی میانه. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

فره‌وشی، بهرام (۱۳۸۱)؛ فرهنگ فارسی به پهلوی؛ دانشگاه تهران؛ چاپ سوم. بارگیری از «اینجا» (۱۶ مگابایت).

مکنزی، دیوید نیل (۱۳۷۳)؛ فرهنگ کوچک زبان پهلوی؛ برگردان مهشید میرفخرایی؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. بارگیری نسخه پارسی و انگلیسی از «اینجا».

نوابی، ماهیار (۲۵۳۵)؛ مجموعه مقالات ۱؛ به کوشش محمود طاووسی؛ گنجینه‌ی دست‌نویسهای پهلوی و پژوهشهای ایرانی ۵۰؛ موسسه‌ی آسیایی دانشگاه شیراز. بارگیری از «اینجا» (۱۰  مگابایت).

هوشنگ‌جی جاماسپ‌جی (۱۸۶۷)؛ واژه‌نامه‌ی کهن زند – پهلوی (An Old Zand-Pahlavi Glossary). بارگیری از «اینجا» (۷  مگابایت).

KAVASJI EDALJI KANGA (۱۹۰۹); ENGLISH-AVESTA DICTIONARY; FELLOW OF THE UNIVERSITY OF BOMBAY. ‘Download here

NYBERG, HENRIK SAMUEL (۱۹۷۴);  A MANUAL OF PAHLAVI II (Ideograms, Glossary, Abbreviations, Index, Grammatical Survey, Corrigenda to Part I); Germany. ‘Download here

زبان‌شناسی

– (۱۹۹۶)؛ نوشته‌های کسروی در زمینه‌ی زبان فارسی؛ به کوشش حسین یزدانیان؛ سوئد: کتاب ارزان؛ ۶۲۸ رویه. بارگیری از «اینجا» (۱۰.۴ مگابایت).

باقری، مهری (۱۳۷۴)؛ مقدماتِ زبانشناسی؛ چاپِ سوم؛ دانشگاهِ تبریز. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

ناتل‌خانلری، پرویز (۱۳۴۷)؛ زبان‌شناسی و زبان فارسی؛ بنیاد فرهنگ ایران؛ چاپ سوم. بارگیری از «اینجا» (۴ مگابایت).

دیگر نبیگها

پاشازاده، کمال (۱۳۳۲)؛ رساله‌ی برتریِ زبانِ پارسی بر زبانهای دیگر به جز عربی؛ نوشته‌ی عربی با ویرایش و پژوهش از حسین‌ علی محفوظ؛ انجمن ایرانویج؛ ایران کوده؛ شماره‌ی ۱۷. بارگیری از «اینجا».

تفضلی، احمد (۱۳۷۸)؛ تاریخِ ادبیاتِ ایران پیش از اسلام، تهران: سخن. بارگیری از «اینجا».

شاهنامه‌ی فردوسی، چاپهای ماکان، وُلرس، مُل، مسکو و خالقی. بارگیری از «اینجا».

شکیب، احمد (بزرگ امید) (۱۳۸۸)؛ آیینه‌ی نوروز؛ انجمنِ نویسندگانِ بلخ؛ کابل. بارگیری از «اینجا» (کمتر از ۱ مگابایت).

گروهِ نویسندگان (۶-۱۳۲۲)؛ نامه‌ی فرهنگستان؛ فرهنگستانِ ایران. از «این جای» و «این جای».

گروهِ نویسندگان (۲۵۳۶)؛ پژوهشنامه‌ی فرهنگستانِ زبانِ ایران. بارگیری از «اینجا» (کمتر از ۵ مگابایت).

فره‌وشی، بهرام (۱۳۴۶)؛ نامهای ایرانی؛ شورای مرکزیِ جشنِ شاهنشاهیِ ایران. بارگیری از «اینجا».

مؤذن جامی، محمدمهدی (۱۳۸۸)؛ ادبِ پهلوانی (مطالعه‌ای در تاریخِ ادبِ دیرینه‌ی ایرانی از زرتشت تا اشکانیان)؛ ققنوس؛ چاپِ دوم. بارگیری از «اینجا».


برای بارگیریِ نِبیگهای دیگر یا آشناییِ بیشتر با آنها به «نبیگخانه‌ی پارسی‌انجمن» درنگرید.


آگاهی: برای پیوند با ما می‌توانید به رایانشانی azdaa@parsianjoman.org نامه بفرستید. همچنین برای آگاهی از به‌روزرسانیهای تارنما می‌توانید هموندِ رویدادنامه پارسی‌انجمن شوید و نیز می‌توانید به تاربرگِ ما در فیس‌بوک یا تلگرام یا اینستاگرام بپیوندید.

جستارهای وابسته

  • واژه‌شناسی: «اُلوَر»، کهن‌واژه‌ای مادی در پارسیِ کاشانواژه‌شناسی: «اُلوَر»، کهن‌واژه‌ای مادی در پارسیِ کاشان بزرگمهر لقمان: اُروَرِ پارسیگ هر چند در برخی از نوشته‌های کهنِ پارسی و نیز فرهنگهایی چند دیده شود، لیک در پارسی رواگی چندان نیافته است. این واژه را توان به ریختِ «اُلوَر» در پارسیِ کاشان یافت که به پرتوِ مادی اندر این گویش بر جای مانده […]
  • بارگیریِ «واژه‌نامه‌ی گویشِ بردسیر»بارگیریِ «واژه‌نامه‌ی گویشِ بردسیر» پارسی‌انجمن: بردسیر در نیمروزِ(جنوبِ) کرمان جای دارد و همسایه با شهرستانهای رفسنجان، سیرجان، بافت و جیرفت است. گویا بنیادِ این شهر را اردشیرِ بابکان نهاده و در زمانِ ساسانیان «وِه‌اردشیر» نام داشته است. از این شهر بزرگانی چند چونان میرزا آقاخانِ کرمانی برآمده‌اند. آن چه در این «واژه‌نامه‌ی گویشِ بردسیر» فراهم شده واژه‌هایی است که دهه‌ها […]
  • بارگیریِ «بررسیِ گویشِ فینی»بارگیریِ «بررسیِ گویشِ فینی» پارسی‌انجمن: گویشهای پارسی که هر یک شاخه‌ای از تنه‌ی سترگِ زبانِ پارسی‌اند، پشتوانه‌ای برایِ این زبان به شمار می‌آیند. یکی از این شاخه‌های پارسی گویشِ فینی است. شهرِ فین در نزدیکیِ بندرِ عباس در استانِ هرمزگان است و شهری است که به خرماهایش نامدار […]
  • بررسیِ خرده‌گویشهای قصران به همراهِ واژه‌نامه‌ی قصرانیبررسیِ خرده‌گویشهای قصران به همراهِ واژه‌نامه‌ی قصرانی پارسی‌انجمن: قصران بخشی از ریِ باستان است. قصران نامیدن این بخش از ریِ کهن به سده‌ی دوم مَهی برمی‌گردد. گفتنی است که روزگاری تهران یکی از دیه‌های قصران بوده است. در این بررسی، پژوهنده به همراه دستیارانِ دانشجویش، در درازی سه سال، تا آن جای که توانسته‌اند خرده‌گویشهای قصران را گردآوری و آوانویسی کرده‌اند و واژه‌نامه‌ای نیز از این گویشها […]
  • بارگیری «واژه‌نامه‌ی گویش بیرجند» دکتر جمال رضائیبارگیری «واژه‌نامه‌ی گویش بیرجند» دکتر جمال رضائی «واژه‌نامه‌ی گویش بیرجند» دربردارنده ی ۱۵ هزار واژه‌ است که در گویش بیرجند و پیرامون آن رواج دارد و به همین روی «واژه‌نامه»ی گویش بیرجند نامیده شده است.
  • جایگاهِ گویشِ هراتی در میانِ گویشهای پارسیِ دریجایگاهِ گویشِ هراتی در میانِ گویشهای پارسیِ دری پارسی‌انجمن: در این جستار، نویسنده با بررسیِ گویشِ شهرِ هرات و روستاهای پیرامونش، در آغاز ویژگیِ گویشِ هراتی را در سنجش با گویشِ کابلی برنموده، و هم‌زمان، نشانه‌های نزدیک‌کننده‌ی گویشِ هراتی را به گویشِ تهرانی نشان داده است، و در پایان، برپایه‌ی ویژگیهای آواشناسی و صرفی، بدین برآیند رسیده که گویشِ هراتی جداسان از گویشِ کابلی و نزدیک به […]
0

11 دیدگاه فرستاده شده است.

  1. با سه پَند♤
    با سِپاس اَز دَر میان گُزاریِ نَبیگِ بالا ، می تَوان دَر بِسیاریِ فِتادها بَرایِ واژه گُزینی اَز گویِش هایِ ایران زَمین بَهره بُرد.
    دُنباله یِ جُستارِ نام وَ زاب هایِ کُنَنده یِ‌ بَرساخته وَ بَرنَساخته شُده دَر پارسی که با وات هایِ ج وَ چ می آغازَند:
    جَستَن،جَهیدَن:جَه-اَنده=جَهَنده
    جُنبیدَن:جُنب-اَنده=جُنبَنده
    جُستَن،جوییدَن:جوی-اَنده=جویَنده
    جَنگیدَن:جَنگ-اَنده=جَنگَنده
    جوشیدَن:جوش-اَنده=جوشَنده
    جیغیدَن:جیغ-اَنده=جیغَنده
    چاریدَن:چار-اَنده=چارَنده
    چاکیدَن:چاک-اَنده=چاکَنده
    چالیدَن:چال-اَنده=چالَنده
    چاویدَن:چاو-اَنده=چاوَنده
    چاییدَن:چای-اَنده=چایَنده
    چَپیدَن:چَپ-اَنده=چَپَنده
    چَخیدَن:چَخ-اَنده=چَخَنده
    چَریدَن:چَر-اَنده=چَرَنده
    چَرخیدَن:چَرخ-اَنده=چَرخَنده(turbine)
    (دیگَر پیش نَهادها:دُورَنده،دُورِشگَر،چَرخِشگَر، گَردَنده)
    چِزیدَن،چِز-اَنده=چِزَنده
    چَسبیدَن:چَسب-اَنده=چَسبَنده
    چُسیدَن:چُس-اَنده=چُسَنده
    چِشیدَن:چِش-اَنده=چِشَنده
    چِکیدَن:چِک-اَنده=چِکَنده
    چِلیدَن:چِل-اَنده=چِلَنده
    (چِلاندَن کارواژه یِ واداری اَز چِلیدَن)
    چَمیدَن:چَم-اَنده=چَمَنده
    چَنگیدَن:چَنگ-اَنده=چَنگَنده
    (کَسی که چَنگ می نَوازَد)
    چیدَن،چینیدَن:چین-اَنده=چینَنده
    بِدرود♡

    0
  2. با سه پَند ♤
    دُنباله یِ جُستارِ نام وَ زابِ کُنَنده آغازیده با واتِ خ ؛ بَرنَساخته ها را با نِشانِ سِتاره بَرجَسته/بَرنَموده/(مُشَخَّص)می شَوَد:
    خاریدَن:خار-اَنده=خارَنده*
    خاستَن،خیزیدَن:خیز-اَنده=خیزَنده*
    ( گویِشِ کُهَنِ خاستَن< خِستَن بوده اَست)
    خاشیدَن:خاش-اَنده=خاشَنده*
    (خاش:خَس وُ خاشاک؛خاشَنده=آشغال ریزَنده،فَرآوَرَنده یِ(تولید کُنَندهء) زُباله)
    خَبُردَن،خَبَریدَن:خَبَر-اَنده=خَبَرَنده*
    (به گُمانِ بالا واژه یِ خَبَر پارسی ست که به اَرَبی بُرده شُده:خَبُردَن:خَ-بُردَن<خَ-بَریدَن=به بیرون بُردَن، خَ پیش وَندِ کُهَن اَست که دَر شِکل هایِ گوناگونِ شِناخته وَ ناشِناخته کاربُرد دارَند : آز،اَز،زُ،زا،سِ،شُ،چون این پیش وَندها پَهلَوی بودَند ، با جانِشین شُدَنِ گویِشِ ایرانیِ خاوَری که پارسی باشَد وَ دِگَرگَشت زَبانِ پارسی اَز زَبانِ وَندِشی به آمیزه ای رَفته رَفته مینِش وَ کاربُردِ آن ها فَراموش شُده اَست ، باشَد که دَستِ کَم بَرایِ زَبانِ دانِش آن ها را دوباره زِنده کَرده وَ به کار بِبَریم ؛ واژه یِ خَبَر پارسی وَلی بَرساخته هایِ آن پارسی نیستَند: اَخبار،مُخبِر،مُخابِره،مُخابِرات،خَبیر،اِستِخبار..)
    خُجَستَن،خُجَهیدَن:خُجَه-اَنده=خُجَهَنده*
    (پیش وَندِ خُ پارسیِ نُوینِ هو=خوب دَر پارسیِ میانه اَست: فِتادِ دیگَر:خُسرو<هو سَرو ؛ گُمان می رَوَد ریشه یِ " خُجَه " به اَرَبی بُرده شُده وَ "حُجَّت" واگویی شُده باشَد.)
    خَرامیدَن:خَرام-اَنده=خَرامَنده*
    خَراشیدَن:خَراش-اَنده=خَراشَنده*
    خَرَفتَن،خَرَویدَن:خَرَو-اَنده=خَرَوَنده*
    (خَرَفتَن:خَ-رَفتَن:پیش وَندِ کُهَنِ خَ= به سویِ بیرون که دَر لاتینی -ex می گویَند ، دَر پارسی واتِ x را خ یا ش می گُفتَند،مانَندِ: xerxes = خَشایا رَشا (خَشایارشاه نادُرُست اَست زیرا خَشایا چِهرِ باستانیِ شاه اَست وَ رَشا هَم راستی اَست ، پَس به پارسیِ نو:شاهِ راستی/ راستین؛ دَر این جا هَم خَرَفتَن=بیرون رَفتَن اَست ، چه گونِگیِ اَرَبیده شُدَنِ آن: خَرَواک(خَ-رَو اَز رَفتَن وَ پَس وَندِ -آک مانَندِ خوراک،پوشاک…پَس خَرَواک بیرون رَفته ها: خَرَواک<خَراک<خَراج اَز این واژه ریشه یِ سه تاییِ خَرَجَ بَرگِرِفته شُده وَ با رَوِشِ شِکافتاری وُ ریختاری این واژه ها بَرساخته شُده اَند که دیگَر پارسی نیستَند: خارِج،خُروج،مَخرَج،اِخراج،اِستِخراج،خَرج،مَخارِج…)
    خَریدَن:خَر-اَنده=خَرَنده*
    (شایَد چون خَر دَر خَرَنده به جانِوَرِ دِرازگوش یا اَسبَک که خَر باشَد مانِستِگی دارَد این ریختار به کار بُرده نَشُده اَست، ریختارِ خَرَنده مِتلِ/مِثلِ فُروشَنده وَ خَریدار مانَندِ فُروختار اَست.)
    خَزیدَن:خَز-اَنده=خَزَنده
    خُفتَن،خوابیدَن:خواب-اَنده=خوابَنده*
    (بِه تَر اَست خابیدَن وَ خابَنده نِوِشته شَوَد چون خاب می گوییم نَه خواب!)
    خُسبیدَن:خُسب-اَنده=خُسبَنده*
    خَستَن/خَستیدَن:خَست-اَنده=خَستَنده*
    خُشکیدَن:خُشک-اَنده=خُشکَنده*
    خَشمیدَن:خَشم-اَنده=خَشمَنده*
    خَشیدَن:خَش-اَنده=خَشَنده*
    خَفیدَن:خَف-اَنده=خَفَنده*
    خَلیدَن:خَل-اَنده=خَلَنده*
    (واژه یِ خَلالِ دَند(آن):خَل-آل مانَندِ پوشال وَ خَلیگ(خَلیج)پارسی اَند.)
    خَمیدَن:خَم-اَنده=خَمَنده*
    خَندیدَن:خَند-اَنده=خَندَنده*
    خُنیدَن:خُن-اَنده=خُنَنده*
    (واژه هایِ خُن دَر خُنیاگَری وَ خوان هَم ریشه با phone لاتینی اَند.)
    خواستَن،خواهیدَن:خواه-اَنده=خواهَنده(طالِب)
    (بِه تَر اَست خاستَن وَ خاهیدَن نِوِشته شَوَد زیرا این گونه واگُفته مط شَوَد)
    خاستَن،خیزیدَن:خیز-اَنده= خیزَنده*
    خوردَن:خور-اَنده=خورَنده
    خوشیدَن:خوش-اَنده=خوشَنده*(تَکثیر کُنَنده)
    خیریدَن:خیر-اَنده=خیرَنده*(لَجوج، یِک دَنده)
    خیسیدَن:خیس-اَنده=خیسَنده*
    با هَم اَندیشی وَ هَم دِلیِ پارسی دوستان می تَوان به ویژه دَر زَمینه یِ واژه هایِ دانِشی وَ دانِشوَرانه(عِلمی)واژه هایِ پارسی را بَرابَرِ واژه هایِ بیگانه یِ اَرَبی،اِنگلیسی وَ فَرانسَوی نَهاد.
    تَن وُ مان دُرُست باشید♡

    0
  3. با سه رام ♧
    یِکی اَز ایزَدانِ کُهَنِ ایران زَمین رام نام داشته اَست . ایزَدان نَمادِ نیروهایِ اَبَرهامی وَ فَرااَبَرهامی(طَبیعی وُ ماوَراء طَبیعی)بودَند وَ پَس تَرها نَمادِ آموزه هایِ دینی(مینَوی/مَعنَوی) وُ دانی(دانِشی) می گَردَند. این سه رام که آن ها را بَرایِ هَم دیگَر می خواستَند :
    رامِش(شادی وُ جُنبِش دَرونی وُ بیرونی )،آرامِش(آشتیِ دَرونی)،آسایِش(آشتیِ بیرونی/رِفاه).
    دُنباله یِ جُستارِ نام وَ زابِ کُنَنده که با واتِ د آغاز می گَردَند :
    دادَن،دَهیدَن:دَه-اَنده=دَهَنده
    داشتَن،داریدَن:دار-اَنده=دارَنده(حاوی)
    دانِستَن،دانیدَن:دان-اَنده=دانَنده*(عالِم)
    دافیدَن:دافَ-اَنده=دافَنده*(دافِع)
    (آنا یا نایِ آفَند(حَمله)#پادآفَند ، وام واژه یِ پارسی دَر اَرَبی وَ سِیرِ(:پارسی ست)دِگَرگَشت:
    پادآپَند<پادآفَند<پَدآفَند<دافَند<داف<دَفع
    داویدَن:داو-اَنده= داوَنده*(مُدَّعی)
    دَبیدَن:دَب-اَنده=دَبَنده*(نِویسَنده،کاتِب)
    (سِتاکِ دَب به مینِشِ خَت(خَط) پارسی ست:
    دَبیر،دَبیره،دَبِستان،دَبیرِستان،دَبیرخانه،اَدَب…)
    دُچاریدَن:دُچار-اَنده=دُچارَنده*
    دِریدَن:دِر-اَنده=دِرَنده*(دَبّاغ)(دِر=پوست)
    ( با این مینه دِرَفشیدَن وَ دِرَفشَنده هَم می تَوان به کار بُرد.)
    دَریدَن:دَر-اَنده=دَرَنده
    دَراُفتادَن:دَراُفت-اَنده=دَراُفتَنده*
    دَرآمَدَن،دَرآییدَن:دَرآی-اَنده=دَرآیَنده*
    دَرآمیختَن،دَرآمیزیدَن:دَرآمیز-اَنده=دَرآمیزَنده*
    دَراَنداختَن،دَراَندازیدَن:دَراَنداز-اَنده=دَراَندازَنده*
    دَرآوَردَن:دَرآوَر-اَنده= دَرآوَرَنده*
    دَرآویختَن،دَرآویزیدَن:دَرآویز-اَنده=دَرآویزَنده*
    دَربایِستَن،دَرباییدَن:دَربای-اَنده=دَربایَنده*
    دَربُردَن،دَربَریدَن:دَربَر-اَنده=دَربَرَنده*
    دَربَستَن،دَربَندیدَن:دَربَند-اَنده=دَربَندَنده*
    درَخشیدَن:دِرَخش-اَنده=دِرَخشَنده
    دَرخواستَن،دَرخواهیدَن:دَرخواه-اَنده=دَرخواهَنده*
    دَرخوردَن:دَرخور-اَنده=دَرخورَنده*
    دَردادَن،دَردَهیدَن:دَردَه-دَردَهَنده*
    دَردیدَن:دَرد-اَنده=دَردَنده*
    دَررِسیدَن:دَررِس-اَنده=دَررِسَنده*
    دَررَفتَن،دَررَویدَن:دَررَو-اَنده=دَررَوَنده*
    دَرزیدَن:دَرز-اَنده=دَرزَنده*
    (دَر گُزَشته به جای سوزَن دَر بَرخی بوم ها دَرزَن هَم می گُفتَند.)
    دَرساختَن،دَرسازیدَن:دَرساز-اَنده=دَرسازَنده*
    دَرشُدَن،دَرشَویدَن:دَرشَو-اَنده= دَرشَوَنده*
    دَرکَردَن،دَرکُنیدَن:دَرکُن-اَنده=دَرکُنَنده*
    دَراَفزودَن،دَراَفزاییدَن:دَراَفزای-اَنده=دَراَفزایَنده*
    دَرکِشیدَن:دَرکِش-اَنده=دَرکِشَنده*(جاذِب)
    دَرکَندَن:دَرکَن-اَنده=دَرکَنَنده*
    دَرگُزاشتَن،دَرگُزاردَن:دَرگُزار-اَنده=دَرگُزارَنده*
    دَرگُزَشتَن،دَرگُزَریدَن:دَرگُزَر-اَنده=دَرگُزَرَنده*
    دَرگِرِفتَن،دَرگیریدَن:دَرگیر-اَنده=دَرگیرَنده*
    دَرماندَن:دَرمان-اَنده=دَرمانَنده*
    دِرَنگیدَن:دِرَنگ-اَنده= دِرَنگَنده*
    دَرنَوَشتَن،دَرنَوَردیدَن:دَرنَوَرد-اَنده=دَرنَوَردَنده*
    (نَوَشتَن با نِوِشتَن هَم سان پِنداری نَشَوَد!!!
    نَوَرد:نَ-وَرد< نَ/نِ پیش وَند=پایین،فُرو، زیر
    وَرد سورِش وَ چهرِ کُهَنِ گَرد،گَردیدَن،گَشتن وَ هَم ریشه را vert لاتینی مانَند:convert)
    دِرَویدَن:دِرَو-اَنده=دِرَوَنده*
    دَرهَم آمیختَن،دَرهَم آمیزیدَن:دَرهَم آمیر-اَنده= دَرهَم آمیزَنده*
    دَرهَم شِکَستَن،دَرهَم شِکَنیدَن:دُرهَم شِکَن-اَنده =دَرهَم شِکَنَنده*
    دَریافتَن، دَریابیدَن:دَریاب-اَنده=دُریابَنده*
    دُزدیدَن:دُزد-اَنده=دُزدَنده*(سارِق)
    دِژَمیدَن:دِژَم-اَنده=دِژَمَنده*/دُژَمَنده*
    دَست وَرزیدَن:دَست وَرز-اَنده=دَست وَرزَنده*
    دَمیدَن:دَم-اَنده=دَمَنده*
    دَویدَن: دَو-اَنده=دَوَنده
    دُوریدَن: دُور-اَنده=دُورَنده*
    (دُور پارسی وَ هَم ریشه با tour لاتینی)
    دوختَن،دوزیدَن:دوز-اَنده=دوزَنده(خَیّاط)
    دوشیدَن:دوش-اَنده=دوشَنده*
    دوستَن،دوسیدَن:دوس-اَنده=دوسَنده*
    (واژه هایِ دوست(دوس)،دوخت،دوز،دوش به مینِش دوچیز به هَم چَسبیده اَست ، دَر دوخت وُ دوز دو تِکه به هَم می چَسبَد ، دَر دوشیدَن دَست به پِستان می چَسبَد وَ دو دوست مانَند یِک تَن به هَم می چَسبَند یا هَمیشه با هَمَند.)
    دیدَن، بینیدَن:بین- اَنده=بینَنده
    ( شایَد دُرُست تَر این باشَد :
    دیدَن،دینیدَن:دین-اَنده= دینَنده*
    بیدَن،بینیدَن:بین-اَنده=بینَنده
    دیدَن،دینیدَن نِگاهِ دَرونی وَ بیدَن، بینیدَن نِگاهِ بیرونی اَست، دین نِگَرِشی دَرونی( باطِنی)ست)
    دوریدَن:دور-اَنده=دورَنده*(durande)
    دیریدَن:دیر-اَنده=دیرَنده*
    دیویدَن:دیو-اَنده= دیوَنده*(جانی)
    (واژه هایِ :جانی،جِنایَت،مَجنون اَز جِن بَرگِرِفته شُده اَند وَ جِن زَده یا جانی یا مَجنون کَسی اَست که اُز شَوَندِ تَرازمَندی (حالَتِ تَعادُل) بَرآمَده اَست. بَرابَرِ جِنّ دَر پارسی دیو اَست که می تَوان با بَرساخته های دیو:دیوَنده،دیوَندِگی،دیوِش،دیویده،دیویدِگی…به جای واژه هایِ اُرَبیِ دَرآمده به پارسی بَهره بُرد)
    دِگَریدَن:دِگَر-اَنده=دِگَرَنده*
    به اُمیدِ پِی گیریِ جُستار!
    دُرُست باشید♡

    0
  4. با سه پَند ♤
    دُنباله یِ جُستارِ نام ها وَ زابِ هایِ کُنَنده که با واتِ ر می آغازَند :
    رامیدَن:رام-اَنده=رامَنده*
    (مینِشِ رام جُنبِش اَست،جُنبِشی مانَندِ رامِشگَری یا خُنیاگَری که مایه یِ آرامِش می گَردَد.)
    راندَن:ران-اَنده=رانَنده(driver)
    راستَن،راییدَن:رای-اَنده=رایَنده*(ناظِم،اَبزاری که میرایَد/نَظم می دَهَد:این کارپایه با پیش وَند هایِ:آ-،پی-،وی- به دَر کارپایه هایِ/مَصادِرِ آراستَن،پیراستُن وَ ویراستَن به کار می رَوَد.)
    رُبودَن،رُباییدَن:رُبای-اَنده=رُبایَنده(robbing)
    رَخشیدَن:رَخش-اَنده=رَخشَنده
    رَزمیدَن:رَزم-اَنده=رَزمَنده
    رَزیدَن:رَز-اَنده=رَزَنده*(رَنگ کُنَنده)
    رِسیدَن:رِس-اَنده=رِسَنده*
    (بَرایِ دَستگاه receiver می تَوان اَفزون بَر گیرَنده، دَریافت کُنَنده رِسیدار* یا رِساوَر* یا رِسَنده را هَم پیش نَهاد ، هَرچَند دَر زَبانِ دانِش تَنها بایَد یِکی اَز آن ها اِستانده(اِستاندارد)شُده باشَد.)
    رَستَن،رَهیدَن:رَه-اَنده=رَهَنده*(ناجی،مُنجی)
    (رَستار هَم می تَوان گُفت)
    رُستَن،روییدَن:روی-اَنده=رویَنده
    (growing,plantرُشد اَرَبیده یِ رُست اَست)
    رِشتَن،ریسیدَن:ریس-اَنده=ریسَنده(spinner)
    ریشیدَن:ریش-اَنده=ریشَنده*
    (ریش=زَخم،جِراحَت= wound)
    رَفتَن،رَویدَن:رَو-اَنده=رَوَنده
    (goer, traveller)
    رَغسیدَن:رَغس-اَنده= رَغسَنده(dancer)
    (رَغس پارسی وَ رَقص اَرَبیده یِ آن وَ هَم ریشه با rock اِنگِلیسی)
    رُکیدَن: رُک-اَنده=رُکَنده*
    رُمبیدَن:رُمب-اَنده=رُمبَنده*
    رَمیدَن:رَم-اَنده=رَمَنده(shy, timid)
    رَنجیدَن:رَنج-اَنده=رَنجَنده*
    (واژه یِ آلمانیِKrank=بیمار هَمانَند می نَمایَد)
    رَندیدَن:رَند-اَنده=رَندَنده*
    روختَن، روزیدَن:روز-اَنده=روزَنده*
    (روختَن با پیش وَندِ اَف- دَر اَفروختَن)
    ریختَن، ریزیدَن:ریز-اَنده=ریزَنده*
    (falling off,flowing)
    ریدَن،رینیدَن:رین-اَنده= رینَنده*
    روفتَن،روبیدَن:روب-اَنده=روبَنده(sweeper)
    (رُفتِگَر=street sweeper/cleaner)
    با سه رام ♧

    0
  5. ۰۵th July 2021

    man 79 roye nabig mohamad reza majid ra khandaem ,b egone-ye ke nawesende nagashte ast der sal 1354 yaa 46 sal pish bishter in waje haa-ye ra ke herd aworde ast az kar taa -bord aftade bode ast wae gaman mi rawaed , taa kenon hamea zn waje haa az mayan rafte baashaend. amaa man paare-ye az waje haa ra ke der kashan wae astan haa-ye mayani iran/pars kar-bord dashte and wae kenon der astan herat wae hame shahrestan haa-ye herat wae ghor wae badghis kar-bord danrand mi nawesaem. shodani ast ke goyesh herati der hangam ” taherayan wae yakob
    shir royegaer (yaghob lais safar) be bakhsh mayani pars rafte baashaed. man tenhaa an-che kenon wae der ayende der herat karbord daraed mi nawesaem ,parsianjoman ager der-khoe did an ra chap konanad :
    aab/au-ow , sher-shere , atesh/atash , ashayane/ashayone , asman/asmon , aftab/aftau , asb maade/madayon , afasar/ausar , amshab/amshau , baran/baron , perwane/sau-parak , taeb/tau , jib/kise , khaam/khom , khane/sera , kha

    Parsianjome not let me to write, I must not write . I wrote 8 pages from book ,but above written is half page

    0
  6. با دُرود
    پِی گیری جویِشِ نام ها وُ زاب هایِ کُنَنده که با واتِ ز می پِیگامَند( beginn):
    زادَن،زاییدَن:زای-اَنده=زایَنده(والِد،والِده)
    زاریدَن:زار-اَنده=زارَنده*
    زَخمیدَن:زَخم-اَنده=زَخمَنده*(جارِح)
    زَدَن،زَنیدَن:زَن-اَنده=زَنَنده(ضارِب)
    (گُمان می رَوَد سَرباز:سَرب-آز باشَد=کَسی که بِسیار(آز)می سَربَد/می زَربَد(ضربه می زَنَد) یا می هَربَد( حَرب= جَنگ) وَ تیره یِ صِرب دَر صِربِستان(سِرب،سِربِستان=جَنگ جویان) که گویا هَمِگی سِتاک هایِ : ضَرب،حَرب وَ صِرب اَز ریشه یِ سَربِ پارسی اَست؛آنچه تا کُنون گُفته شُده:سَرباز:سَر-باز= کَسی که دَر جَنگ سَر یا جان خود را می بازَد یا اَز دَست می دَهَد که شایَد نادُرُست باشَد!)
    زَمیدَن:زَم-ایدَن= زَمَنده*
    (سِتاک این واژه یِ اَز یاد رَفته دَر: زَمام کارها را به دَست گِرِفتَن ؛ زَم هَم ریشه با زَمان،زَمین بوده وَ می تَوان این گونه پِیمید(فَهمید) که زَمَنده کَسی اَست که رَه بَریِ کارها دَر زَمان وَ زَمینی را که دَر آن به سَر می بَرَد دَر دَست دارَد.)
    زِمیدَن:زِم-اَنده=زِمَنده*(زِمزِمه کُنَنده)
    زِندَن،زِنَیدَن:زِن-اَنده=زِنَنده*
    ( سِتاکِ زِن دَر زِنده،زِندِگی،زِندانی؛ زَن دَر بَرابَرِ مَرد بِه تَر اَست زِن گُفته شَوَد.)
    زوریدَن:زور-اَنده=زورَنده*(جَبّار،قادِر)
    زودَن،زونیدَن:زون-اَنده=زونَنده*
    ( به گُمان زون هَم ریشه با soon اِنگِلیسی)
    زوزیدَن:زوز-اَنده=زوزَنده*
    ( می تَوان دَر دانِشِ سوت شِناسی بَهره بُرد)
    زِهیدَن:زِه-اَنده=زِهَنده*
    زیبیدَن:زیب-اَنده= زیبَنده*
    زیستَن،زییدَن:زی-اَنده=زییَنده*
    زیویدَن:زیو-اَنده=زیوَنده*(زینَت کُنَنده)
    (هَم چِنین زیوَنده را می تَوان زِیست کُنَنده هَم دَریافت )
    زینیدَن:زین-اَنده=زینَنده*(مُسَلِّح،مُدَرِّج)
    بِدرود!

    0
  7. میزاک دُرُست باشید◇
    یِکی اَز گونه هایِ رِسیدگویی وَ هال پُرسی خاهیدَنِ میزاکِ دُرُست بَرایِ هَم دیگَر بوده اَست: میزاک هایِ چَهارگانه :
    سیابه،زَردابه،سَبزابه،سُرخابه(مِزاج ها/اَمزاجِ/اَخلاطِ اَربَعه:سوداوی،صَفراوی،بَلغَمی،دَمَوی) چه با دُرُست تَراوِش این چَهار لَزه گِشن(جِسم)دُرُست وَ دَر پِیِ آن رُوَن(نَه رَوان)هَم دُرُست کار خاهَد کَرد.
    دُنباله یِ جُستارِ نام وَ زابِ کُنَنده با واتِ س :
    سودَن،ساییدَن:سای-اَنده=سایَنده*
    ساختَن،سازیدَن:ساز-اَنده=سازَنده(صانِع)
    سِپاسیدَن:سپاس-اَنده=سپاسَنده*(شاکِر)
    سِپوختَن،سِپوزیدَن:سِپوز-اَنده=سِپوزَنده*
    سِتَدَن:سِت-اَنده=سِتَنده*(اَخّاذ)
    ( سِتاندَن کارواژه یِ واداریِ سِتَدَن اَست)
    سِتَمیدَن:سِتَم-اَنده=سِتَمَنده*(ظالِم)
    سِتُردَن:ستُر-اَنده=سِتُرَنده*
    سُتودَن،سِتاییدَن:سِتای-اَنده=ستایَنده(ماجِد)
    سُتوهیدَن:سُتوه-اَنده=سُتوهَنده*
    (اَز این واژه به جایِ کَسی که stress دارَد می تَوان بَهره بُرد)
    سِتیختَن،سِتیزیدَن:سِتیز-اَنده=سِتیزَنده*(مُتِخاصِم)
    سُخَنیدَن:سُخَن-اَنده=سُخَنَنده*(مُتِکَلِّم)
    سُرودَن،سُراییدَن:سُرای-اَنده=سُرایَنده
    سَربیدَن:سَرب-اَنده=سَربَنده*(مُحارِب)
    سِپُردَن،سپاریدَن:سِپار-اَنده=سِپارَنده*=اَمانَت دَهَنده
    سِرِشتَن،سِریسیدَن:سِریس-اَنده=سِریسَنده*
    سُریدَن:سُر-اَنده=سُرَنده*
    سَرمیدَن:سَرم-اَنده=سَرمَنده*(cooler)
    سِزیدَن:سِز-اَنده=سِزَنده*(مُستَحَقِ مُجازات)
    سیختَن،سیزیدَن:سیز-اَنده=سیزَنده*
    ( سیختَن < گُسیختَن)
    سُفتَن، سوبیدَن:سوب-اَنده=سوبَنده*
    سیلیدَن:سیل-اَنده=سیلَنده*
    (سیل < گُسیل)
    سُرفیدَن:سُرف-اَنده=سُرفَنده*
    سُنبیدَن:سُنب-اَنده=سُنبَنده*
    سوختَن،سوزیدَن:سوز-اَنده=سوزَنده(مُحتَرِق)
    با سِپاس♡

    0
  8. با سه پَند ♤
    چَند بِهنِویسی:
    به جایِ دُژَمَنده: دُژمَنده بِهتَر لَفزیده(تَلَفُّظ) می شَوَد.
    آن گونه که جوییده شُد سُنب بُنِ کُنونِ سُفتَن اَست بُنابَراین :سُفتَن< سُنبَنده
    کَربَن نَه اَز کَرب-اُن بَل که اَز کَر-بُن ساخته شُده که کَر یا ker ریشه یِ هِندواُروپاییِ سوختَن، گَرما، هیز(دَر هیزُم= heat,hot) دارَد که هَمان گُر دَر پارسی اَست:گُر گِرِفتَنِ آتَش یا دَر کُردی:آگُر=آتَش ، وَ بُن می تَوانَد مینِشِ هَسته،مَغز…را بِدَهَد، اَگَر نَخاهیم پِیمیده ای(مَفهومی) واژه بِسازیم بَلکه گَرته بَردارانه:
    کَربُن = گُربُن :آخشیگی(عُنصُری) که بُن اَش سوختَنی(قابِلِ اِحتِراق)اَست.
    ( بَل پارسی ست وَ به چِهر هایِ گوناگون گُفته شُده:بُل:بُلهَوَس،بُل:بُلَند،بَل:بَلا(گِرِفتاریِ بِسیار ، فاجِعه)،بَل:بَلی،بَله(دَر اَرَبی نِعَم می گویَند)، بُل:کابُل،زابُل؛ بُل هَمان pol دَر police اَست جایی که بُل یا بِسیاری گِردِ هَم می آیَند . رویِ هَم رَفته بَل یا بُل = بِسیاری وَ فَراوانی را می رِسانَد)
    دُنباله یِ جُستارِ نام وَ زابِ کُنَنده با واتِ ش :
    شاشیدَن:شاش-اَنده=شاشَنده*
    شالودَن،شالاییدَن:شالای-اَنده=شالایَنده*
    (ساختارِ شالودَن مِتلِ(مِثلِ) پالودَن بُنابَراین شالاییدَن هَم مانَندِ پالاییدَن نِوِشته می شَوَد.)
    شانیدَن:شان-اَنده=شانَنده*(مُنَوِّر)
    (شان با پیشوَندِ نِ : نِشان ؛ شان هَم ریشه با shine اِنگِلیسی وَ schein آلمانی به مینِشِ روشَنی ، فُروغ ، نیر(نور) اَست .)
    شایِستَن،شاییدَن:شای-اَنده=شایَنده*(لایِق)
    شِتافتَن،شِتابیدَن:شِتاب-اَنده=شِتابَنده*(عاجِل)
    شُدَن،شَویدَن:شَو-اَنده=شَوَنده*
    شاریدَن:شار-اَنده=شارَنده*(جاری)
    شَرمیدَن:شَرم-اَنده=شَرمَنده*(خاجِل؟)
    شُستَن،شوییدَن:شوی-اَنده=شویَنده*(غَسّال)
    شَستَن،شینیدَن:شین-اَنده=شینَنده*
    (واژه ای که می شِناسیم : نِشَستَن واژه ای پیشوَندی ست :نِ-شَستَن)
    شِکاریدَن:شِکار-اَنده=شِکارَنده*(صَیّاد)
    شِکافتَن،شِکافیدَن:شِکاف-اَنده=شِکافَنده/شَقّه کُنَنده
    شکَستَن،شِکَنیدَن:شِکَن-اَنده=شِکَنَنده
    شِکُفتَن،شِکوفیدَن:شِکوف-اَنده=شِکوفَنده*
    شُکوهیدَن:شُکوه-اَنده=شُکوهَنده*(جَلال)
    شَکیبیدَن:شَکیب-اَنده=شَکیبَنده*(صابِر)
    (به گُمان شَکیبا می شَوَد:صَبیر)
    شِگُفتَن،شِگوفیدَن:شِگوف-اَنده=شِگوفَنده*
    شِگَرفیدَن:شِگَرف-اَنده=شِگَرفَنده*
    شِلَختَن،شِلَزیدَن:شِلَز-اَنده=شِلَزَنده*
    (گویا:شِ-لَخت-اَن باشَد که بَر پایه دِگَرِشِ واتِ خ به ز :آمیخت،آمیز ؛ آویخت،آویز…می بایِستی لَخت < لَز بِشَوَد)
    شَلیدَن:شَل-اَنده=شَلَنده*
    شُماردَن:شُمار-اَنده=شُمارَنده*(مُحاسِب)
    شناختَن،شِِناسیدَن:شِناس-اَنده=شِناسَنده*(عارِف)
    شَمیدَن:شَم-اَنده=شَمَنده*
    (شَم بایِستی پارسی وَ اَرَبیده یِ شِن دَر شِنُفتَن یا شِنیدَن باشَد که دَر اَسل بوییدن اَست دَر سِمِنی/سِمنانی اِشنَفه = عَطسه وَ دَر آلمانی schnuepfen گونه ای بینی گِرِفتِگی اَست ؛ آن چه شِنیدَن بوده را گوشیدَن وَ نِگوشیدَن وَ نیوشیدَن یا news می گُفتَند ، اینکه مَردُمان می گویَند بوی را شِنیدَم کاربُردِ کُهَنِ آن اَست)
    شِنیدَن،شِنَویدَن:شِنَو-اَنده=شِنَوَنده(مُستَمِع)
    شَنگیدَن:شَنگ-اَنده=شَنگَنده*
    شوخیدَن:شوخ-اَنده=شوخَنده*
    شولیدَن:شول-اَنده=شولَنده*
    شُفتَن:شوبیدَن:شوب-اَنده=شوبَنده*:شوکه شَوَنده
    (آشُفتَن:آ-شُفتَن، شوب هَم ریشه با شوک)
    شوریدَن:شور-اَنده=شورَنده*(اِغتِشاشگَر)
    شامیدَن:شام-اَنده=شامَنده*( بَلعَنده)
    شوهیدَن:شوه-اَنده=شوهَنده*
    (شوهیدَن= پَرتانَنده، ریزَنده ؛ دَر شوهَر کَسی که زامه(مَنی) می شوهَد ، هَم ریشه با shot اِنگِلیسی وُ schiessen آلمانی)
    شیفتَن،شیبیدَن:شیب-اَنده=شیبَنده*
    شیویدَن:شیو-اَنده=شیوَنده*
    شیوَنیدَن:شیوَن-اَنده=شیوَنَنده*
    شیلیدَن:شیل-اَنده=شیلَنده*
    (شیرین< شیلین:شیل=sweet)
    شِفتَن،شِفیدَن:شِف-اَنده=شِفَنده*
    (شِفته دَر ساختِمان سازی آمیزه یِ گِل وَ آب که شِفت یا گِلاب شُده اَست.)
    شُلیدَن:شُل-اَنده=شُلَنده*
    شِناویدَن:شِناو-اَنده=شِناوَنده*(آب باز)
    (شِناو:شِ-ناو،شِ=پیشوَند وَ ناو= آب:ناودان،رودِ دانوب/داناو،ناوبَر،ناوشِکَن،ناوخُدا(ناخُدا)،ناوگان…
    هَم ریشه با swimm اِنگلیسی وَ schwimmen آلمانی)
    با سِپاس اَز خانِش♡

    0
  9. با سه پَند ♤
    یِک بازنِگَری دَر جُستار پیشین:
    بُنِ کُنون شیفتَن < شیو اَست ، بُنابَراین:
    شیفتَن،شیویدَن:شیو-اَنده=شیوَنده*
    دُنباله یِ جُستار با واتِ غ یِ آغازَنده ؛ بایا به گُفت اَست که واتِ غ لَبچه(لَهجه)یِ گ دَر گویِشِ سُغدی اَست مانَندِ : پِیغام<پِیگام
    غَلتیدَن:غَلت-اَنده=غَلتَنده*
    ( می تَوان به جایِ Roller آلمانی یا scooter اِنگِلیسی به کار بُرد)
    غِشتَن،غاریدَن:غار-اَنده=غارَنده*(خیس کُنَنده)
    (غِشتَن< آغِشتَن:آ-غِش-ت-اَن:غِش لَفز یا لَبِشِ دیگَری اَز خیس اَست وَ پیشوَندِ آ- دَر آغِشتَن یَنی آن را به غِشتَن بیاوَر که آ کوتاه شُده یِ آی اَز آییدَن وَ آمَدَن اَست)
    غُرّیدَن:غُرّ-اَنده=غُرَّنده*
    (غُر هَم ریشه با gr اِنگِلیسی دَر grumpy :gr-um-py اَست هَمان گونه که ما می گوییم قُلُپی/غُلُپی اینجا هَم اَگَر بِگوییم غُرُپی هَمانَندیِ این دو واژه بیش تَر آشِکار می شَوَد اَز سویی می بینیم که وات غ دَر اِنگِلیسی گ اَست،واژه هایِ دیگَرِ هَم مینه:غُرو،غُرغُرو…)
    غَریویدَن:غَریو-اَنده=غَریوَنده*(نَعره کِشَنده)
    غَژیدَن:غَژ-اَنده=غَژَنده*(خَزَنده)
    (می تَوان اَز گویِشِِ دیگَر خَز=غَژ دَر کاربُرد هایِ دیگَرِ دانِشی بَهره بُرد)
    غُلُپیدَن:غُلُپ-اَنده=غُلُپَنده*/غُلپَنده*(مُتِوَرِّم)
    (اَگَرچه سِتاکِ وَرَم پارسی اَست. هَمان گونه که می گویَند چیزی وَر آمَده یَنی بالا آمَده که مانَندِ فِتادهایِ دیگَر:رَزمان که رَزم شُده این جا هَم وَرمان بوده که وَرم گَشته که به زَبانِ اَرَبی بُرده شُده وَ اَز آن واژه هایی بَرساخته اَند: تَوَرُم،مُتِوَرِّم،وَرَم…هَم چِنین هَم ریشه با واژه یِ آلمانیِ Welle = موجِ دَریا یا موجِ سُوتی(صوتی/رادیویی) که دَر پارسی وَرمه یا آبخیز اَست، هَتا می تَوان وَره هَم نامید وَ اَز این سِتاک کارپایه بَرساخت :
    وَرمیدَن<وَرمَنده،وَرمِش،وَرماک،وَرمیده..)
    غِلّیدَن:غِلّ-اَنده=غِلَّنده*
    غُلّیدَن:غُلّ-اَنده=غُلَّنده*(boiler)
    (یا غُلَن،غُلانه،غُلِشگَر،غُلگَر،غُله…)
    غَمیدَن:غَم-اَنده=غَمَنده*
    (غَم پارسی وَ گونه ای دیگَر اَز خَم اَست زیرا وَغتی کَسی غَمگین می شَوَد سَرَش را به زیر می اَفکَنَد دَست رویِ پیشانی می گُزارَد وَ گوژ/غوز می نِشینَد هَمان گونه که خَموش:خَم-اوش هم به جاوَر/هالِشِ خَم می نِشینَد.)
    غنودَن،غُناییدَن:غُنای-اَنده=غُنایَنده*
    (می تَوان به جایِ اِستِراحت= غُنایِش را به کار بُرد چه آسایِش مینه یِ گُستَرده تَری اَز غُنایِش دارَد اَز سویی به نِگَر می رِسَد ریشه یِ سه تاییِ قَنَعَ که وَ شِکافته هایِ دیگَر مِتلِ:
    قانِع،قِناعَت… اَز رویِ غُن بَرساخته شُده باشَند وَ این پِیمیده(مَفهوم) را اَز آن بَرداشت کَرده اَند که مانَندِ هالِشِ پَس اَز غُنودِگی، خُرسَندی یا خورسَندی به آدَم دَست میدَهَد)
    غوتیدَن:غوت-اَنده=غوتَنده*(غَوّاص)
    (غوطه/غوته اَز غوت بَرگِرفته شُده که هَمان گود اَست وَ غوتَنده کَسی اَست که به جاهایِ گود یا غوت یا ژَرفِ دَریا فُرو می شِناوَد/فُرو می ناوَد)
    غُندیدَن:غُند-اَنده=غُندَنده*(مُتِکَبِّر)
    (غُند واگوییِ دیگَری اَز گُند،گُنده اَست ، می تَوان اَز این سِتاک بَرایِ خوشه واژه هایِ اَرَبی اَز کَبَرَ:کَبیر،کُبرا،مُتِکَبِّر،اِستِکبار،تَکبیر،تَکَبُّر…بَهره بُرد:غُنِش،غُنا،غُنَنده،غُنیده،غُناک،غُنَندِگی،غُنیدِگی..)
    با نِکوهَند(نَقد) وَ بَررِسی وُ پَژوهِش به ژَرفای واژه ها که راستی(حَقیقَت/ هاگ) دَر آن نِهُفته اَست دَست یابیم.
    با سه رام♧

    0
  10. بامداد خوش○
    جُستارِ پیشین:به آبخیز آبکوهه هَم گُفته میشود
    دُنباله یِ جُستار با واتِ آغازیده یِ ک :
    کاستَن،کاهیدَن:کاه-اَنده=کاهَنده*(فارِق)
    کاشتَن،کاریدَن:کار-اَنده=کارَنده*(فَلّاح)
    (زارِِع اَز ریشه یِ زَرَعَ=تُخم،دانه،بَزر(بَذر)،زام کَسی که بَزر می پاشَد یا می اَفشانَد یا می شانَد که به پارسی بَزرگَر،بَزرپاش،بَزرشان،بَزرَفشان یا زامگَر،زامپاش،زامشان،زامَفشان اَست.دو گُمانه بَرایِ پارسی بودَنِ بَزر(بَذر):۱-شایَد بَسر یا بَسار=بِسیار باشَد چه دانه ها اَز نِگَرِ شُمار بِسیارَند.۲-یا با بوذ،بود،بودَن یا بوج دَر بوجار پِیوَند داشته باشَد چون بوج/بوگ/بوذ/بود=دانه
    وُ هَسته اَند.)
    کاریدَن یا کاشتَن : کَندَن یا شُخمیدَنِ یا کُلیدَنِ (کُلَنگ زَدَنِ) زَمین بَرایِ کِشت اَست.)
    کَپیدَن:کَپ-اَنده=کَپَنده*(خابَنده دَر زَبانِ آمیانه)
    کَتبیدَن:کَتب-اَنده=کَتبَنده*(کاتِب)
    (این هَم یِکی دیگَر اَز واژه هایِ پارسی که اَرَبیده گَشته که دَر خِشت نِپِشته هایِ پارسیِ باستان نِگاشته شُده اَست وَ مینه یِ :خَراشیدَن،خَراتیدَن(خَراتَنده=خَرّاط)،سِدایِ خِرت وُ خِرت،خِرت وُ پِرت:بُراده ها یَنی آنچه پَس اَز بُرِش بَغی(باقی)می مانَد یا آنچه پَس اَز کَتب یا خَتب یا خَت(خَط) اَنداختَن یا خَراش وُ تَراش وُ خَرات به جایِ می مانَد.دَر اَسل با این پِیمیده یِ اِمروز که با غَلَم یا کِلک یا با تَاپ/تایپ نِوِشتَن باشَد هَم خانی/خوانی نَدارَد وَلی مانَندِ بِسیاری دیگَر اَز واژه ها که با گُزَشتِ زَمان اَز مینه یِ بُنیادین خود دور می شَوَند این هُم بِدین گونه اَست.دَر واژه هایِ خَت،کَت/کَتب واتِ ر اُفتاده وَ دَر اَرَبی بَرایِ دُرُست کَردَن ریشه یِ سه تایی(ثُلاثی) واتِ ب را به آن اَفزوده اَند.خَراش وَ خَرات هم ریشه با scratch:s-cratch اِنگِلیسی وَ kratzen آلمانی اَند.)
    کَراشیدَن:کَراش-اَنده=کَراشُنده*
    (این کارپایه به چهرِ کَراخیدَن،کَراچیدَن هَم آگاشته(ثَبت)شُده،مینه یِ آن دُر مُرغِ کُرچ به جایِ مانده که سِدایِ گوش خَراشی بیرون می دَهَد اَز سویی هَم ریشه با crash اِنگِلیسی وَ Krach آلمانی وَ آن سِدای مَهیبی اَست که اَز بَرخوردِ سَخت وَ شدیدِ تَرابَره ها(وَسائِطِ نَقلیه) شِنیده می شَوَد.)
    کِراستَن،کِراییدَن:کِرای-اَنده=کِرایَنده* (کِرایَنده=مُستاجِر،اجاره گیرَنده وَ کِرایانَنده=موجِر،اِجاره دَهَنده)
    کِرِختَن،کِرِزیدَن:کِرِز-اَنده=کِرِزَنده*
    (کِرِخ/کِرِخت=خاب رَفتُنِ دَست یا پا،غیِرِحَسّاس)
    کِرِشمیدَن:کِرِشم-اَنده=کِرِشمَنده*
    کَژیدَن:کَژ-اَنده=کَژَنده*(خَلافکار)
    کِشیدَن:کِش-اَنده=کِشَنده*(خودروهایی که چیزی را به دُنبالِ خود می کِشَند)
    کُشتَن:کَش-اَنده=کُشَنده*(قاتِل)
    کافتَن،کاویدَن:کاو-اَنده=کاوَنده*
    کَفتَن،کَویدَن:کَو-اَنده=کَوَنده*
    (واژه یِ بازمانده کَفتار؛کَفانیدَن هَم نِوِشته شُده)
    کَندَن:کَن-اَنده=کَنَنده*(حَفّار)
    کَردَن،کُنیدَن:کُن-اَنده=کُنَنده*(فاعِل)
    کوفتَن،کوبیدَن:کوب-اَنده=کوبَنده*
    کوچیدَن:کوچ-اَنده=کوچَنده*(هاجِر،مُهاجِر)
    کوشیدَن:کوش-اَنده=کوشَنده*(ساعی)
    روزنیک¤

    0
  11. بامشاد نیک○
    دَر جُستارِ پیشین زَرع به مینِشِ اَندازه گِرِفتَن
    وَ زارِع اَندازه گیرَنده یِ زَمینِ کِشاوَرزی هَم به کار رَفته اَست.
    پِی گیریِ جُستار با واتِ گ :
    گامیدَن: گام-اَنده=گامَنده*
    (گویِشِ گُهَنِ آمَدَن وَ هَم ریشه با come اِنگِلیسی وَ kommen آلمانی)
    گاییدَن:گای-اَنده=گایَنده*
    (گای،گِیهان/کِیهان،گیاه،گاه/جاه،گیان/کیان/گان/جان/ گاس دَر اَسل به مینه یِ جُنبِش وَ هَرکِش/حَرکَت اَست،این زِندِگی وَ گَهان/جَهان که خود اَز گَهیدَن یا جَهیدَن می آیَد دَر جُنبِشِ هَمیشِگی اَست وَ گای هَم زِندِگی ساز اَست ؛ گی،گای،گِی،گاه،گَه/جَه-آن=جَهان هَم ریشه با کارپایه یِ gehen گِهِنِ آلمانی وَ go اِنگِلیسی؛گَهان یا جَهان با جُنبِش آغاز شُده وَ هَمین گونه جُنبان یا دَر هالِ هَرکِش/حَرکَت اَست.)
    گَپیدَن:گَپ-اَنده=گَپَنده*
    روشانِش(توضیح)دَر باره یِ پیش وَندِ اَز یاد رَفته یِ کُهَنِ گُ-:این پیش وَند دَر پارسیِ میانه وی-لَفزیده می شُده وُ مینه یِ بُنیادین اَش :جُدا یا اَز هَم وَ پَخش اَست:
    گُداختَن،گُدازیدَن:گُداز-اَنده=گُدازَنده*(ذوب کُنَنده)
    (گُداز:گُ-داز<داز یا داخ یا داخت به مینه یِ کَردَن وَ اَنجام دادَن اَست.)
    گُذاشتَن،گُذاردَن:گُذار-اَنده=گُذارَنده*
    (می بایِستی گُداشتَن وُ گُداردَن باشَد مانَندِ بودَن که بوذَن وامی گُفتَند.گُداشتَن:گُ-داشتَن یَنی آن چه که داریم اَز خود جُدا می کُنیم.)
    گُذَشتَن،گُذَریدَن:گُذَر-اَنده=گُذَرَنده*(عابِر)
    (گُذَر < وی تَر < تَر = تَرا : به سویی)
    گُرازیدَن:گُراز-اَنده=گُرازَنده*
    (دَر زَبانِ پَهلَوی اَز نِگَرِ دینی واژه ها به اَهورایی وَ اَهریمَنی بخش بَندی می شُدَند مانَندِ خوردَن، آشیدَن(آش،شام)اَهورایی وَ اوباردَن یا اَفباردَن یا اَفپُردَن که پُرخوری کَردَن یا بَلعیدَن یا لُمباندَن دَر پارسیِ نو می گوییم اَهریمَنی بوده اَست، گویا گُرازیدَن هَم این گونه به کار رَفته: مانَندِ گُراز(خوکِ دَشتی/وَحشی) رَفتار کَردَن یا راه رَفتَن یا آمَدَن وَ یا با شُکوه یا با پَستی وَ جانِوَری یا دَدی/حِیوانی به جایی دَرآمَدَن باشَد.)
    گاشتَن،گاریدَن:گار-اَنده=گارَنده*
    (گار که به دیسِ نِگار:نِ-گار= کاری را به زیر یا به پایین آوَردَن، اینکه آن را اَز زان/ذِهن یا اَندیشه به سورَتِ کَردَنی/عَمَلی دَرآوَردَن ، هَم ریشه با graf دَر اُروپایی:graf:gr-af)
    گِرایِستَن،گِراییدَن:گِرای-اَنده=گِرایَنده*(مایِل)
    گِرانیدَن:گِران-اَنده=گِرانَنده*(ثاقِل)
    گَشتَن،گَردیدَن:گَرد-اَنده=گَردَنده*(سَیّار،دَوّار)
    گِریستَن،گِرییدَن:گِری-اَنده=گِریَنده*
    گُرسیدَن:گُرس-اَنده=گُرسَنده*(گُرُسنه شَوَنده)
    گِرِفتَن،گیریدَن:گیر-اَنده=گیرَنده
    (هَم ریشه با graps,get اِنگِلیسی وَ greifen آلمانی)
    گَرمیدَن:گَرم-اَنده=گَرمَنده*(گَرم کُنَنده)
    گِرَویدَن:گِرَو-اَنده=گِرَوَنده*(مومِن،ایمان آوَرَنده)
    گُریختَن،گُریزیدَن:گُریز-اَنده=گُریزَنده*(مُتِواری)
    (گُریز: گُ-ریز)
    گُزاردَن:گُزار-اَنده=گُزارَنده*(مُفَسِّر)
    گَزیدَن:گَز-اَنده=گَزَنده(صَدَمه رِسانَنده،صَدّام)
    گازیدَن:گاز-اَنده=گازَنده*(گاز گیرَنده)
    (بِهتَر اَست به جایِ مادّه یِ گاز= دَفت، وَشم،واد.واس …را به کار بِبَریم.)
    گُزیدَن،گُزینیدَن:گُزین-اَنده=گُزینَنده*اِنتِخاب کُنَنده
    گُساردَن:گُسار-اَنده=گُسارَنده*(مَصرَف کُنَنده)
    گُستیدَن:گُست-اَنده= گُستَنده*(وَقیح)
    (گُستاخ:گُست-آخ)
    گُستَردَن:گُستَر-اَنده=گُستَرَنده*(مُتِحَوِّل کُنَنده)
    (گُستَردَن:گُ-سَتَر-د-اَن)
    گُسَستَن:گُسَست-اَنده:گُسَستَنده*
    (گُسَست:گُ-سَست/سُست)
    گُسیختَن،گُسیزیدَن:گُسیز-اَنده=گُسیزَنده*
    (گُسیز:گُ-سیز)
    گُسَلیدَن:گُسَل-اَنده=گُسَلَنده*(تَفکیک کُنَنده)
    (گُسَل: گُ-سَل)
    گُسیلیدَن:گُسیل-اَنده=گُسیلَنده*(سَفیر)
    (گُسیل:گُ-سیل)
    گُشودَن،گُشاییدَن:گُشای-اَنده=گُشایَنده*(فاتِح)
    (گُشود:گُ-شود< شودَن=بَستَن هَم ریشه با shut دَر اِنگِلیسی)
    گُفتَن،گوییدَن:گوی-اَنده=گویَنده(مُتِکَلِّم)
    گَلاویختَن،گَلاویزیدَن:گَلاویز-اَنده=گَلاویزَنده*
    گِلاییدَن:گِلای-اَنده=گِلایَنده*(شاکی)
    گُناهیدَن:گُناه-اَنده=گُناهَنده*(مُقَصِّر)
    (گُناه:دَر پَهلَوی:ویناس؛ اَرَبیده:جُنحه ، می تَوان دیسِ پارسیِ میانه را دوباره زِنده و کاربُردی کَرد: ویناسیدَن<ویناسَنده گویا:ویناس:وی-ناس = اَز مَردُم یا ناس nation جُدا شُدَن ، ناس بایِستی وامواژه دَر اَرَبی باشَد.)
    گُمیختَن،گُمیزیدَن:گُمیز-اَنده=گُمیزَنده*(ضِدِّ مَخلوط یا تَرکیب کُنَنده؛ گُمیز:گُ-میز<آمیز:آ-میز؛ میز یا میخت هَم ریشه با mix اِنگِلیسی وُ mischen(میشِن)آلمانی)
    گَندیدَن:گَند-اَنده=گَندَنده*(مُتِعَفِّن)
    گُندیدَن:گُند-اَنده=گُندَنده*
    گُنجیدَن:گُنج-اَنده=گُنجَنده*(ضارِف)
    (ضارِف وُ مَضروف=گُنجَنده وُ گُنجیده)
    گَنجیدَن:گَنج-اَنده=گَنجَنده*(خَزانه دار)
    گُواشتَن، گُواردَن:گُوار-اَنده=گُوارَنده*( هاضِم)
    (گُوارد:گُ-وارد/وَرد/گَرد= vert = خوراک دَر تَن می گَردَد وَ واکافته می شَوَد‌)
    گوزیدَن:گوز-اَنده=گوزَنده*
    گوشیدَن:گوش-اَنده=گوشَنده*(=شِنَوَنده)
    گیویدَن:گیو-اَنده=گیوَنده*(مُقَوّی)
    گیختَن،گیزیدَن:گیز-اَنده=گیزَنده(مُحَرِّک)
    (اَنگیز:اَن-گیز=go , goes)
    نیمروز شاد♡

    0

دیدگاهی بنویسید.


*